بایگانی مرداد ۱۳۹۴ :: alisetesterblog

alisetesterblog

۳۰ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

مجله مهر نوشت: «بچه خیابان ایران» اولین عنوانی است که می‌توانیم به او نسبت دهیم. جوانی که از 14 سالگی دنیایش زیرورو می‌شود و مهاجرت، او را از مذهبی‌ترین محله تهران می‌برد به کوچه‌پس‌کوچه‌های کانادا. سرووضع ظاهریش شبیه تمام جوان‌هایی است که هر روز در خیابان‌های همین شهر می‌بینیم؛ اما همین که یخمان آب می‌شود و سر صحبت را باز می‌‌شود به قدری پخته و سنجیده حرف می‌زند که باورمان نمی‌شود این جوان فقط 24 سال دارد. آقای دردشتیان حر‌ف های گفتنی و خاطره ‌های شنیدنی زیادی دارد که یک مصاحبه یک ساعته برایش خیلی کم است.

پدرم هم برای مساجد کار می‌کند

متولد سال 1370 در خیابان ایران، یکی از مذهبی‌ترین محله‌های تهران است. از همان کودکی بچه مسجدی بوده و به گفته خودش از همان زمان محبوب روحانی محل شان بوده است: «پدربزرگ من هم رابطه خوبی با روحانیون داشتند و حتی با تعدادی از آن‌ها مثل حاج آقای فلسفی یا مرحوم آیت‌الله مجتهدی رفت‌وآمد داشتند.» 14 سال بیشتر نداشته که به خاطر شغل پدر مجبور می‌شوند به کانادا مهاجرت کنند و وقتی از شغل پدر می‌پرسیم می‌فهمیم که حرفه پدر هم به اندازه پسر جذاب است: «شغل پدرم طراحی دکوراسیون مساجد مثل محراب‌سازی و کتیبه‌سازی بود و به همین خاطر ما به کانادا مهاجرت کردیم.» برایمان از فلسفه کار پدر هم می‌گوید. از اینکه مردم جهان الان بصری هستند و به همین علت هویت فرهنگی مساجد امروز نیازش بیشتر احساس می‌شود. برای اثبات حرفش هم حرفی از پدر نقل می‌کند: «یکی از برحق بودن شیعه هنر زنده آن هست. هنرهای مذهبی مسیحی خیلی کهن و مرده هستند و ارتباط گرفتن با آن‌ها سخت است. برای مثال حرم امام رضا هنرمندانه‌ترین سازه مهندسی است که در دنیا نمونه آن را نداریم.»

از «خیابان ایران» تا تورنتو کانادا

مداحی برای اهل بیت را رسالت خودش می‌داند و حتی مهاجرت از سرزمین اسلامی به غیراسلامی جایز نمی‌داند؛ مگر اینکه این مهاجرت برای تبلیغ باشد. برای این حرفش سند هم می‌آورد: «حدیثی داریم مبنی بر اینکه عده‌ای از اهل تسنن و تشیع به محضر امام صادق آمدند. این گروه می‌گویند که سیل آمده و شهر و خانه‌های ما خراب شده است. حضرت به آن‌ها می‌گوید که انشاالله که خدا خانه‌های شما را آباد کند و زندگی شما را سامان بدهد. این‌ها می‌روند و گروه دوم که محبین اهل بیت بودند، به دیدار امام می‌آیند. امام صادق این بار به آن‌ها می‌فرماید: «انشاالله خانه‌های شما آباد نشود. زندگی شما سامان نیابد تا شما به مهاجرت وادار شوید؛ چرا که هر کدام از شما که در زمین پخش شوید، معارف ما را انتشار می‌دهید. لذا هدف من هم از ماندن و برنگشتن همین بود.»
غربت و خو گرفتن با فضای جدید را فی نفسه دردناک و سخت می‌داند و با اینکه ساختار آمریکای شمالی به گونه‌ای است که مهاجرین بتوانند به راحتی راه خود را پیدا کنند؛ اما باز بین او و محل زندگی جدید  شکاف زیادی بوده است: « خب من در یک سن بحرانی، از فضا و مدرسه‌ای مذهبی وارد یک دبیرستان مختلط شدم! می‌توان گفت که این جریان مثل یک سیل است، و می‌تواند شما را هر لحظه ببرد و شما باید دستتان به یک شاخه‌ای وصل باشد که این توسل به اهل بیت است وگرنه وقتی که شما را آب برد، نجات پیدا کردن از آن سخت است. اگر خدا لحظه‌ای نظر لطفش را از من برمی‌گرداند و سایه لطف پدر و مادر نبود، این سیل مرا هم با خود می‌برد.»

هنوز قواعد شهید چمران آنجا حاکم است

سال اول و دوم دبیرستان را در کانادا بوده و سال سوم و چهارم را هم در آمریکا خوانده است. لیسانسش را در رشته بیوپزشکی در دانشگاه ایالتی نیویورک در شهر بوفالو خوانده است. به اسم دانشگاهش که می‌رسد، ذوق‌زده می‌گوید: «این دانشگاه نیویورک همان دانشگاهی است که آقای آقاتهرانی در یکی از واحدهای دیگرش دکترا گرفته است. ما در این دانشگاه با جمعی از دوستانی که از ایران آمده بودند، حلقه ایمانی خوبی در دانشگاه تشکیل داده بودیم که این هم به حفظ شدن در فضای دانشگاه کمک می‌کرد.» از او می‌خواهیم که درباره این حلقه برایمان بیشتر بگوید و او با این مقدمه که در هر دانشگاهی در آمریکا ادیان مختلف برای خودشان انجمن دانشجویی دارند، می‌گوید: «مسلمان‌ها برای خودشان انجمن دانشجویی اسلامی دارند. مسیحیان، یهودی‌ها، بودایی‌ها. حتی بعضی جاها که ایرانی‌های ناجور دارد، انجمن بهایی‌ها وجود دارد که خب حمایت‌های مالی بیشتری از آن‌ها می‌شود. میعادگاه ما هم نمازخانه بود و وقتی فردی وارد نمازخانه می‌شد از نحوه نماز خواندنش متوجه می‌شدیم شیعه است یا سنی و از قیافه‌اش هم حدس می‌زنیم که او شیعه عراق است، لبنان، سوریه یا بقیه کشورهای اسلامی. از همین جا ارتباط ما با هم شروع می‌شد و همین باعث می‌شد که خیلی خوشحال شویم؛ چراکه خیلی وقت‌ها ایرانی‌هایی هم می‌آمدند که خیلی اهل این مسائل نبودند و ما غصه می‌خوردیم!» از همان دوره لیسانس فعالیت‌های دانشگاهی‌اش را شروع کرده تا جایی که الان که دانشجوی دکتراست، مسئول انجمن اسلامی دانشگاهش شده است: «انجمن اسلامی در آمریکا را اولین بار شهید چمران پایه‌گذاری کرده است. یعنی یک انجمن اسلامی کلی بود به اسم «ام اس ای». بعد از آن هم که شهید چمران به لبنان رفتند، این انجمن شد «ام اس ای پی اس جی» یا «MSAPSG» یعنی انجمن اسلامی دانشجویان فارسی زبان. این انجمن در همه دانشگاه ها شعبه نداشت ولی آن انجمن اسلامی قبلی در همه دانشگاه آمریکا شعبه داشت. انجمن دانشجویی دانشجویان فارسی زبان را دانشجویان انقلابی تشکیل می‌دهند که هنوز با همان حال و هوای دوران شهید چمران هستند و هنوز بعد این همه سال همدیگر را برادر و خواهر صدا می‌زنیم و کوچکترها هم بزرگترهایشان را با لفظ خاله و عمو صدا می‌کنند. این فرهنگ از همان زمان باقی مانده است.»

خطیب نماز جمعه سنی‌ها شدم!

در عضویت در این انجمن اسلامی هم شیعه‌ها عضو هستند هم سنی‌ها و بحث شیعه و سنی در آن موضوعیت ندارد. اهمیت این مسئله را با یک خاطره برایمان تعریف می‌کند: «این قضیه به سال 2009، یک سال قبل از به هم ریختن سوریه برمی‌گردد. من یک بار که به عنوان مداح با کاروانی به  سوریه رفته بودم، در فرودگاه دمشق ساک و چمدان من روی زمین افتاد و کتاب‌های مذهبی و مداحیم بیرون ریخت. آقایی سوری شروع کردند به کمک کردن من و در همین حین هم حرف‌های اختلافی ضد شیعی می‌زدند. من هم تا حدودی عربی بلد بودم؛ اما نه در حدی که بتوانم با او مباحثه کنم؛ اما تا حدی که می‌توانستم به او گفتم که ما در آمریکا چون یک دشمن واحدی داریم، دیگر به اختلاف نمی‌توانیم فکر کنیم. البته کسانی هستند که با جهالت یا عناد به این اختلافات دامن می‌زنند؛ اما ما وحدت را وظیفه خودمان می‌دانیم و الحمدالله نتیجه آن هم موفقیت‌آمیز هم بوده است.» معتقد است که اگر ما شیعه‌ها در بین این اهل تسنن نباشیم، معاندان می‌توانند داخل آن‌ها نفوذ کنند و آن موقع هر برچسبی به شیعه بزنند.
و حالا رابطه آقای دردشتیان تا حدی با دوستان سنی‌اش خوب است که آن‌ها از او خواسته‌‌اند که خطیب نماز جمعه‌شان باشد: « رابطه ما به گونه‌ای بود که حتی جایی به من گفتند شما بیا و خطبه‌های نماز جمعه را بخوان و نماز را اقامه کن! این خیلی حرف است. یعنی شما رابطه‌ات با این‌ها آنقدر نزدیک شده و آنقدر به تو اعتماد دارند که پشت سر تو نماز بخوانند و چون سنی‌ها نماز جمعه را واجب می‌دانند، به هر قیمتی که شده این نماز را برگزار می‌کنند.»

مجبور شدم به زبان انگلیسی مداحی کنم

از کودکی به مداحی علاقه داشته و با حمایت‌های مادرش از شعر خوانی و دعاخوانی شروع کرده و به مداحی رسیده و الان مداحی را هم به زبان فارسی می‌خواند هم عربی و هم انگلیسی. البته تا چند سال پیش فقط مداحی فارسی می‌خوانده؛ اما چند سالی می‌شود که به زبان انگلیسی خواندش را هم شروع کرده است. کاری که اوایل خیلی هم آسان نبوده است: «مشکلی که ما با مداحی انگلیسی داریم این است که اشعاری که در زبان انگلیسی داریم مثل اشعار فارسی، منظوم نیستند و بیشتر اشعار سپید و نامنظوم هستند. این اولین مشکل ما در سبک‌سازی است؛ چون سبک‌ها محوریتش بر شعر کلاسیک است. دومین مشکل در ملودی است. اینکه مثلا روی سینه‌زنی ملودی بخوانیم که در این حوزه‌ها هم در زبان انگلیسی کار چندانی نشده است.» با تمام این مشکلات و سختی از خروجی مداحی‌های به زبان انگلیسی‌اش راضی است؛ چراکه خلا آن زیاد حس می‌شد: «قبل از اینکه مداحی را به زبان انگلیسی بخوانیم، می‌دیدیم که غیر ایرانی‌های زیادی در آن شرکت می‌کنند. حرارت و معنویتی که در این مجالس بود در جای دیگری پیدا نمی‌کردند. این‌ها می‌آمدند و ما غصه می‌خوردیم که برنامه‌ای نداریم که درخور آن‌ها باشد یا سخنرانی‌های ما را شرکت می‌کردند؛ در حالی که سخنرانی فارسی بود و مجبور بودند از جوان‌ترها کمک بخواهند تا برایشان  ترجمه کلمه به کلمه بکنند. خب این یک بحران بود برای ما؛ لذا بر اساس این نیاز ما کار را شروع کردیم.»

اولین مداحی انگلیسی را روی چهارپایه در منهتن خواندم

اولین مداحی انگلیسی‌اش را سال 2010 در خیابان پارک اونیوی منهتن در روزی که به روز حسین  معروف است، اجرا می‌کند. خودش می‌گوید: «آن موقع لهجه‌ام خیلی بد بود! چون با زبان و شعر انگلیسی خیلی انس نداشتم. شب قبلش روحانی مسجد به من گفت که اگر مداحی انگلیسی هم خوانده بشود، خیلی خوب است و من هم چون از سایه پدر به عنوان مربی اخلاقی و فکری خیلی استفاده می‌کردم، با همکاری ایشان از مجموعه شعرهایی که در زبان انگلیسی قبلا سروده شده بود، یک شعر واحد درست کردیم که شعر با شور و سوزی از آب درآمد و من فردای آن روز مثل بازار تهران، روی یک چهارپایه رفتم و این روضه را خواندم! که با استقبال  و واکنش‌های شیرینی مواجه شد؛ چون تازه این حرکت شروع شده بود. البته قبلا هم مداحی انگلیسی شده بود؛ اما نه با سبک ایرانی.» به طور کلی مداحی و سبک ایرانی را در جهان پیشتاز می‌داند.

مداحی که در آمریکا برای داعش خط و نشان  می کشد

اشعار را ابتدا از این ور و آن ور جمع‌آوری می‌کرده و به شعر سرودن هم رسیده است. قبل ترها اشعارش منظوم نبوده و درواقع امکان سینه‌زنی با آن وجود نداشته؛ اما کم کم اشعارش به بلوغ و وزنی می‌رسند که به کار سینه‌زنی هم می‌آیند. از او می‌پرسیم که برای کارهایش شاعر هم دارد یا خیر که در جواب می‌گوید: «به کثرتی که الان آقایان مداح در داخل دارند، خیر! اما چند نفری هستند و بعضی اشعار را هم باید خودم تنظیم کنم که در عین سادگی پویا هم باشد و هم قشر نخبه و هم قشر جوان را بتواند جذب کند. مثلا نباید از کلمات سنگین دانشگاهی استفاده کرد چون ممکن است حتی کسی که زبان مادری اش هم انگلیسی باشد، نتواند با آن ارتباط برقرار کند.» به اینجای مصاحبه که می‌رسد، از او می‌خواهیم تا برایمان یکی از آن مداحی‌هایش بخواند و او هم  برای یادگاری قطعه‌ای انگلیسی از مداحی ای را می‌خواند که نسخه فارسی‌اش به گوشمان خیلی آشناست. این مداحی را قبلا میثم مطیعی به زبان فارسی و عربی‌اش را خوانده بود و خواندن نسخه انگلیسی‌اش به او واگذار شده. مداحی سیاسی‌ای که برای تکفیری‌ها و داعشی‌ها خط و نشان می‌کشد و همین می‌شود سوال بعدیمان. از این می‌پرسیم که مخاطب شما در آمریکا رابطه‌اش با این اشعار سیاسی چگونه است و او ابتدا برایمان مقدمه‌ای می‌گوید: «اولا مومن عاقل و زیرک است. اصلا فلسفه شعر این است که ما حرفمان را به صورت شعر بگوییم نه به زبان عادی. لازم نیست مفاهیم عالی خود را به صورت مستقیم بیان کنیم. ما چند دسته مخاطب داریم. کسانی که میزانی از نگرش و بینش سیاسی دارند. برای این‌ها یک مطلبی باید ارائه شود. برای کسانی هم که راه و روش درستی دارند؛ اما هنوز گرایشی ندارند و هنوز به این بلوغ نرسیدند که باید موضعی داشته باشند هم باید مطلب متفاوتی ارائه شود و با یک عده دیگری هم هستند که ما کاری با آن‌ها نداریم!» و البته تشویق‌های همین مردم را قوه محرکه خود برای خواندن این مداحی سیاسی می‌داند گرچه این سیاسی‌خواندن‌ها خیلی وقت‌ها به جاهای باریک هم کشیده می‌شود و موانعی برای آن تراشیده می‌شود: «اگر موضوع به مراجع رسمی برسد، موانعی می‌گذارند یا مثلا در فرودگاه ما را بیشتر بازرسی بدنی می‌کنند؛ اما اگر واقعا کسی کاری که اقدام علیه امنیت آمریکا محسوب می‌شود را انجام  ندهد، نمی‌توانند به طور قانونی کاری به کار او داشته باشند؛ اما تا جایی که می‌توانند مانع‌تراشی می‌کنند.»

از ارمیای امیرخانی تا اشک‌های ظریف در مسجد امام علی نیویورک

از مسجد امام علی (ع) نیویورک می‌گوید و تفاوت‌هایش با مسجد محله‌اش در خیابان ایران: «فرق این مسجد با مساجد داخل ایران است که شما ممکن است که ببینید یک اهل تستن داخل مسجد آمده که ممکن است نگاه منفی هم به شیعه داشته باشد. او می‌آید و عقب مسجد بلند بلند حمد و سوره‌اش را می‌خواند تا حواس ها را به خود جلب کند تا بگوید من به اینکه شما شیعه‌اید معترضم؛ اما آمده‌ام در مسجدتان نماز بخوانم! این مسجد توسط آقا مرتضی تهرانی در محله کوئینز نیویورک تاسیس می‌شود. سرمایه خوبی هم برای این مسجد هزینه می‌شود. طی تاریخ اتفاقات هم زیادی برای این مسجد افتاده است. از آقای امیرخانی که با ارمیایش به این مسجد می‌رود و نماز می‌خواند تا آقای ظریف که در جلسات مداحی شرکت می‌کرد. آقای خزایی هم به این مسجد آمده‌اند. حتی آقای متکی وزیر سابق هم نماز عیدفطر در این مسجد خوانده‌اند.» این مسجد هم اهمیت سیاسی دارد هم اهمیت اجتماعی و مردمی؛ چرا اکثر ایرانی‌ها و سایر فارسی‌زبان‌های نیویورک‌نشین جایی جز مسجد امام علی ندارند. گرچه این مسجد فقط پاتوق فارسی‌زبان‌ها نبوده و آمریکایی‌های زیاذی به آن رفت‌وآمد داشته‌اند و حتی در آن مسلمان شده‌اند! این مسجد و روحانی‌اش حاج آقای اسلامی آنقدر تاثیرگذار بوده‌اند که اف بی آی بارها برای متوقف کردن آن تلاش‌هایی انجام داده است.

مسجد مجانی آفت بچه‌شیعه‌هاست

مسجد مجانی را برای بچه‌شعه‌ها آسیب می‌داند و معتقد است چرخ مسجد باید با پول‌های مردم بچرخد: «مسجد برای ما رایگان و همیشه در دسترس بوده است و متاسفانه این فرهنگ در خارج از کشور هم با خود برده‌ایم؛ در حالی که در مساجد خارج از ایران اینطوری نیست و وابسته به همان پولی  است که ما می‌دهیم و اگر در مساجد داخل کشور هم می‌خواهیم جوان‌های ما متدین‌تر شوند، باید بگذاریم جوان ها برای مسجد خرج کنند. باید احساس کنند که مسجد یک اداره دولتی نیست. مسجد مکانی است که برای آن‌ها ساخته شده و با پول آن‌ها زنده است. در آمریکا هم اکثر مساجد موفق فقط و فقط با پول مردمی جلو می‌روند. مسجد امام علی هم از زمانی که بنیاد علوی اموالش بلوکه شد، خیلی مردمی‌تر شد.» کتابخانه عظیم این مسجد، جلسات تفسیر قرآن و حتی کلاس‌های کامپیوتر و شنا هم از خدماتی است که این مسجد و سایر مساجد به مسلمانان‌های ساکن آمریکا ارائه می‌کنند. مسجد امام علی، مدرسه هفتگی هم دارد که احکام و عقاید در آن آموزش داده می‌شود.

صدای هیئت‌های ما به گوش شما نمی‌رسد

بحران اصلی‌اش در آمریکا را نداشتن رسانه قوی می‌داند: «خبرنگا واحد مرکزی خبر فقط یک نفر است که آن هم در یک دایره 24 مایلی محصور شده است و از آن فراتر نمی‌تواند برود؛ وگرنه ما در نیویورک هیئات بسیاری داریم که صدای آن‌ها به گوش رسانه‌های داخلی نمی‌رسد. و من خودم اصرار دارم ویدئویی از بعضی از جلسات تهیه کنم؛ ولو اینکه خیلی هم بی‌کیفیت باشد اما این‌ها در فضای مجازی پخش شوند تا صدای ما به گوش رسانه‌های داخلی و حتی در خود آمریکا هم برسد. از همان ابتدایی که وارد کار مداحی شده، تمام تلاشش را برای آموزش این فن به نوجوانان و کوچکترها کرده است. ولی با این حال باز دهه محرم که می‌شود از گوشه گوشه آمریکا او را به مسجد خود دعوت می‌کنند. خاطرات شیرین هم زیاد دارد: «من سالی که در مهدیه تورنتو بودم، بزرگترین جلسات را از لحاظ تعداد افراد تجربه کردم و جلسات 4-3هزار نفره داشتیم که مردم در سرمای سخت تورنتوی کانادا پشت درب مسجد می‌ماندند چون در مسجد دیگر جایی نبود و  مجبور می‌شدند به خانه‌هایشان برگردند. یک بار در یکی از همین جلسات یک نفر یک هدیه‌ای برای من آورده بود. اینجا مثل ایران هم ندارد که در دیگری وجود داشته باشدکه ذاکر  بتواند از آن خارج شود و همه چیز یک جاست و در این فضا مردم جلو می‌آیند و ابراز تشکر می‌کنند که البته این محبت مردم به اهل بیت است نه به شخص من. در همین فضا بانی مسجد فرشی را به من دادند و گفتند: آقایی که این فرش را آوردند که ظاهرش هم خیلی به دینداری هم نمی‌خورد و شاید اندیشه سیاسی‌اش هم قبل انقلابی باشد. آن آقا فرشی که روی آن وان یکاد  را نوشته بود را به شما هدیه دادند و برای شما یک برگه دست نویس گذاشته است. با این دست نویس من ساعت‌ها گریه کردم! آن آقا برای من نوشته بود که: تقدیم به برادری که بعد از سال‌ها گرما و شور محرم را به تورنتو برگرداند.»

مداحی در خانه مادر شهید در تورنتو کانادا

خاطره بعدی‌اش برمی‌گردد به مادر شهیدی در تورنتو ساکن هستند. مادری که دو پسر شهید به نام‌های محمدمهدی و محمدجواد دارد. پسر اول این مادر یعنی «محمدمهدی محمدی» در سن ده سالگی و پیش از انقلاب به شهادت می‌رسد و محمدجواد هم که در جبهه به شهادت می‌رسد. خودش خاطره شیرینش از این مادر را اینگونه آغاز می‌کند: «حضرت آقا هم در مدت ریاست جمهوریشان که این خانواده در ایران بودند، به دیدار این خانواده می‌آیند و قرآنی را با دستخط خودشان به آن‌ها هدیه می‌کنند که به من هم این دست‌نویس درون قرآن را به من نشان دادند. این مادر شهید به غیر از فعالیت در مسجد، ایام اربعین و فاطمیه در خانه‌اش برنامه روضه زنانه می‌گیرد و آن‌هایی را هم دعوت می‌کند که اغلب مسجد نمی‌روند و بیشترشان بی‌حجاب هستند و یادم هست اتاقی بالای خانه‌اش بود که من را از پله‌ها بالا می‌برد که من برای آن‌ها روضه بخوانم و بعدها همین خانم‌های بی حجاب می‌آمدند و تشکر می‌کردند و می‌گفتند این روضه شما ما را برد به فضای سال‌های پیشی که مثلا به مدینه یا مکه رفته بودیم. خاطره بعدی را هم از کاروان کربلای فاسی‌زبانان برایمان می‌گوید: «در سال 2009 در مسجد امام علی بودیم و داشتم رجز حضرت عباس را که قبلا آقای کریمی خوانده بودند را به اقتباس از ایشان می‌خواندم و مردم هم با شور جواب می‌دادند. بعد از این مراسم دعا کردم و گفتم هر کس هر حاجتی دارد، من که کربلا می‌خواهم! چند ماه بعد روحانی یکی از مراکز فارسی‌زبان‌هابه من زنگ زد و گفت که ما عازم سوریه و کربلا هستیم و دوست داریم شما هم همراه ما بیایید.»

انقلاب ایران محور وحدت شیعه و سنی

با شیعه‌های غیر ایرانی هم حشر و نشر دارد و معتقد است که «انقلاب اسلامی» محور وحدت بین شیعه‌ها و حتی شیعه و سنی است .مبلغان اسلامی دیگر کشورها هم در نیویورک هستند که برای تبلیغ اسلام غیرناب خود به فعالیت می‌پردازند و به گفته مداح جوان نیویورک‌نشین همیشه ما در این کارزار بازنده هستیم؛ چرا که نه ثروت آن‌ها را داریم نه نظام فرهنگی ما برای این تبلیغ تلاشی کرده‌اند: «من این قضیه را به عنوان گلایه یا توقع مطرح نمی‌کنم. این یک واقعیت است که عربستان سعودی با پول هنگفت نفت در ترویج اسلام غیرناب خودش فعالیت بکند. من در مساجد آن‌ها هم شرکت کرده‌ام. شما واقعا احساس صمیمیت نمی‌کنید و حس می‌کنید که وارد یک فضای رسمی شده‌اید و مردم در آن مسجد فقط نماز می‌خوانند و بس و این به نظر من مرگ یک مسجد است. فلسفه مسجد در اسلام این است که یک مرکز تجمع مردمان باشد؛ نه فقط برای عبادت.»

سعی می کنیم بچه ها را بیشتر جذب کنیم

برای آغاز مراسم مداحی‌اش در ابتکارات جدیدی دارد که خودش نام آن را گذاشته «اقدامات انقلابی»: «محرم امسال به جای دعای مرسوم امام زمان، با دعای عرفه امام حسین شروع کردیم. دعای غریبی که فقط یک بار در سال بدون توجه به معارف آن خوانده می‌شود و می‌رود تا سال بعد که دوباره به همین شکل قرائت شود. ما تکه‌های مهمی از این دعا را برای محرم جدا کردیم و با ترجمه روان کنارش می‌خواندیم که این اشک ها و  مناجات ها، دل‌ها را برای روضه و درک مصیبت اهل بیت آماده می‌کرد. از این روضه‌های سنگینی هم که داخل خوانده می‌شود، تا حد امکان پرهیز می‌کنیم.»آقای دردشتیان تمام تلاشش ر برای جذب کوچکترها به مسجد می‌کند تا جایی که برخلاف هیئت‌های سنتی در ایران، ردیف اول سینه‌زن‌هایش را به کودکان و نوجوانان قرار داده؛ حتی اگر این کار باعث شود نظم سینه‌زنی هیئت به هم بخورد. به اینجای مصاحبه که می‌رسد هیجان زده برایمان از شور و شوق بچه‌هایی می‌گوید که حالا دیگر در بطن و متن مسجد هستند نه در ردیف‌های عقب و پشت پدر و مادرهایشان: «در آمریکا مثل ایران نیست که به بچه‌ها آموزش بدهیم که ساکت بنشینند و سروصدا نکنند و اگر جایی را به عنوان مهدکودک برای آن‌ها درست نکنیم، این بچه‌ها آزادند که بیایند داخل مسجد و بدوند؛ بدون اینکه از کسی بترسند و همین بچه با تمام شیطنت‌هایش موقع سینه‌زنی اشتیاق و شور زیادی از خودش نشان می‌دهد و با اینکه شاید خیلی هم به زبان فارسی آشنایی نداشته باشد، نوحه‌های فارسی را تکرار می‌کند!»

هیئت آنلاین راه اندازی کردیم

یکی از ظرفیت‌های مهم در عرصه مداحی را مولودی و شریک شدن در شادی اهل بیت می‌داند چرا که دشمن اسلام و اهل بیت ما را مردمی همیشه عزادار و همیشه افسرده می‌داند: «ازظرفیت مولودی‌ها و اعیاد به خوبی می‌توان برای این تغییر نگرش استفاده کرد.»پای هیئت‌های هفتگی‌اش به فضای مجازی هم کشیده شده است تا سه سالی هم مداح «هیئت آنلاین» نیویورک شود: «اول از اتاق‌های گفت‌وگوی یاهو شروع شد که دور هم جمع می‌شدیم و دعای کمیل می‌خواندیم. مشکل ما هم این بود که جوان‌های زیادی در شهرهای دیگر دانشجو بودند و هیچ دسترسی به هیئت زنده هم نداشتند و چقدر این جوان صوت آقای سماواتیان یا غیره را گوش بدهد؟ و دلش می‌خواهد جایی باشد که این دعا را زنده بخواند و برای این مخاطب ما، بهترین وسیله همین هیئت آنلاین بود که تاسیس شد.»

تقریبا می‌توان گفت مهدی دردشتیان تنها مداح ایرانی ساکن آمریکا است؛ اما وقتی این لفظ را به او نسبت می‌دهیم، می‌گوید: «نمی‌دانم این واژه برای من خیلی سنگین است!»

بعد از گذشت این همه سال دوری‌اش از وطن،هنوز هم دلش اینجا در ایران است و وقتی می‌پرسیم دوست دارد برگردد یا نه بلافاصله جواب می‌دهد: «بله حتی در این سفر  هم برای ماندن تقلا کردم. شما نمی‌فهمید وقتی وارد فرودگاه امام خمینی می‌شوید و کسی که پشت باجه نشسته به شما می‌گوید: سلام چه حسی دارد!  وقتی احساس می‌کنید که در مملکت شیعه نفس می‌کشید. وطن جایی است که محبین امیرالمومنین در آن جمع شده باشند. ضرورتا مرزبندی ندارد و من این وطن را واقعا دوست دارم. با اینکه گاهی از نبود یک سری زیرساخت فرهنگی در کشور غصه می‌خورم اما در مجموع اگر روزی احساس کنم در ایران موثر خواهم بود، آن روز قطعا از خدا می‌خواهم که خودش مقدمات ورودم را رقم بزند.»

فارس

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، نمایندگان مجلس به دنبال اعلام وصول طرحی هستند که براساس آن سازمان نظام مهندسی فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور ایجاد شود.
به گزارش خبرنگار مهر، طرح نظام مهندسی فناوری اطلاعات و ارتباطات با پیشنهاد نمایندگان کمیسیون صنایع و معادن و امضای بیش از ۵۰ نماینده، در دستور کار بررسی مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است.
این طرح با هدف ساماندهی و نظام مند کردن بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور از سوی نمایندگان تهیه شده و ایجاد محیط امن و مناسب برای جذب سرمایه گذاری و حمایت از بخش خصوصی در حوزه کسب و کار الکترونیکی، حمایت از توسعه فناوری بومی و تولیدکنندگان سخت افزار داخل کشور، تقویت بخش خصوصی در صنعت ICT، توسعه و ارتقاء خدمات به شهروند، حمایت از صادرات خدمات فنی و مهندسی، نرم افزار و سخت افزار و همچنین اشتغال زایی با توجه به فارغ التحصیلان حوزه فناوری اطلاعات کشور از جمله مهمترین اهداف آن محسوب می شود.
طرح نظام مهندسی فناوری اطلاعات و ارتباطات در حالی قرار است به زودی در مجلس اعلام وصول شود که از سال ۸۴ و با امضای رئیس جمهور وقت، سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور با اهدافی مشابه، ایجاد شده است؛ از طرفی شورایعالی انفورماتیک نیز، دیگر نهادی است که با اهدافی اینچنینی فعالیت می کند.
با وجود اینکه این طرح موافقان و مخالفان بسیاری دارد، هفته گذشته محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در سفر استانی خود به همدان نیز به ایجاد نظام مهندسی ICT اشاره کرد و گفت: طرح ایجاد نظام مهندسی رایانه ای در مجلس شورای اسلامی مطرح است و ما نیز از طریق معاونت امور مجلس این موضوع را پیگیری خواهیم کرد.
قرار است این طرح به زودی به هیات رئیسه مجلس تقدیم شود.

ای تی آنالیز

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، با ورود چهار عنوان انیمیشن جدید غیر مجاز که بدون دریافت پروانه نمایش از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  به صورت گسترده در سراسرکشور توزیع شده اند، اتحادیه شرکتهای ویدئو رسانه (سینمای خانگی) ایران در اطلاعیه ای ضمن اعلام اسامی این عناوین از خانواده ها، علاقه مندان شبکه نمایش خانگی و عموم مردم درخواست کرد از خرید عناوین مذکور خودداری کنند.

این تشکل صنفی در اطلاعیه ای اعلام کرد: متاسفانه روند رو به رشد تولید و توزیع انیمیشن های غیر مجاز در شش ماهه امسال  شدت یافته و برخی سودجویان با بهره گیری از فضای موجود، فعالیت غیر قانونی خود را در سایه بی توجهی مدیران سازمان سینمایی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به طرز چشمگیری گسترش داده و در طول هر ماه تعدادی از فیلم های انیمیشن روز دنیا را بدون دریافت مجوز از سازمان سنیمایی به شکل حرفه ای دوبله، تولید و در سراسر کشور توزیع کرده و سودهای کلانی به جیب زده اند.

در بخش دیگری از این اطلاعیه به تلاش های اتحادیه شرکتهای ویدئو رسانه (سینمای خانگی) ایران برای تعامل حداکثری با ستاد صیانت و حمایت از محصولات سینمایی از طریق تماس های تلفنی، برگزاری نشست و ارسال برنامه های مدون برای مبارزه ریشه‌ای با سودجویان و تکثیر کنندگان غیر مجاز محصولات نمایش خانگی به ویژه انیمیشن های خارجی اشاره و از بی تفاوتی ستاد مذکور به مراتب فوق و همچنین انجام اقدامات جزیی و برنامه های نمایشی انتقاد شده است.

در اطلاعیه اتحادیه شرکتهای ویدئو رسانه (سینمای خانگی) ایران همچنین تصریح شده : این اتحادیه تا زمان حل ریشه ای مشکل انیمیشن های غیر مجاز در سایه بی تفاوتی سازمان سینمایی نسبت به شبکه نمایش خانگی در سالی که اصطلاحا از سوی مسئولان این سازمان سال نمایش خانگی نیز نامیده شده است، وظیفه خود می داند تا در حد توان و امکانات محدود خود و همچنین همیاری اهالی محترم رسانه های جمعی و نمایندگان محترم توزیع مویرگی و شاهرگی محصولات نمایش خانگی، نسبت به اطلاع رسانی اسامی فیلم های غیر مجاز موجود در شبکه نمایش خانگی جهت صیانت از حریم امن و اخلاقی خانواده های محترم، علاقه مندان شبکه نمایش خانگی و عموم مردم عزیز  اقدام نماید.

بر همین اساس این اتحادیه از عموم مردم در خواست کرد تا از خرید چهار عنوان انیمیشن غیر مجاز به اسامی:باب اسفنجی در شکار عروس دریایی،  اولین فیلم سینمایی گوسفند زبل(بره ناقلا)،مینیون ها ۲۰۱۵،باب اسفنجی (پاتریک کوچولو) جدا خودداری کنند.

این اتحادیه همچنین از نمایندگان عمده توزیع و فروش محصولات نمایش خانگی در سراسر کشور درخواست کرد هر چه سریعتر و راسا نسبت به جمع آوری عناوین یاد شده از بازار اقدام و اسامی خاطیان را به اتحادیه شرکتهای ویدئو رسانه ایران اعلام کنند. این اطلاعیه همچنین از عموم مردم تقاضا کرد تا در صورت مشاهده فروش چنین اثاری در مراکز فروش، اطلاعات مربوطه را به شماره تلفن و یا نمابر ۰۲۱۸۷۱۹۵۰۰۰ و یا رایانامه info@evri.ir  اعلام کنند.

رجا نیوز

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

20تلویزیون هوشمند از درآمیختن یک تلویزیون معمولی با یک کامپیوتر ایجاد می‏شود که می‏تواند سرویس‏های متنوعی را به کاربر ارایه دهد. کاربران می‏توانند در تلویزیون هوشمند خود نرم افزار نصب کنند، ویدیو و تصاویر آنلاین را مشاهده کنند، صفحات وب را مرور کنند، بازی اجرا کنند و از همه مهمتر به کانال‏های IPTV متصل شوند.

تلویزیون‌های هوشمند همچنین امکان اتصال به اینترنت و استفاده از سرویس‌های آنلاین ویدیویی و شبکه‌های اجتماعی و غیره را دارند. SmartTVها قادرند با کامپیوتر ارتباط برقرار کرده و اطلاعات را دریافت و یا ارسال کنند.

اصطلاح SmartTV یا تلویزیون هوشمند، اولین بار توسط سامسونگ معرفی شد. پس از آن ال جی، فیلیپس و سونی نیز آن را توسعه دادند. در حال حاضر اکثر تولیدکننده‏های تلویزیون، SmartTV  تولید می‌کنند ولی برخی، نامهای متفاوتی برای تلویزیونهای هوشمند خود گذاشته‏اند. بعنوان مثال سونی تلویزیون‌های هوشمند خود را  InternetTV  نام گذاری کرده است. به هر حال منظور ما از تلـــویزیون هوشـــمند (SmartTV)تلویزیونی است که قادر به ارائه سرویس‌های اینترنتی، بازی‌های رایانه‌ای، دسترسی به شبکه‏های IPTV و .... می باشد.

امکانات تلویزیون هوشمند

تلویزیون‌های هوشمند نسبت به تلویزیون‌های معمولی امکانات بسیار وسیع‏تری دارند. با تلویزیون‌های هوشمند می‏توان تصاویر در حال پخش را ضبط کرد، با قابلیت  Time Shifting نگران از دست دادن تصاویر زنده نبود و همچنین می‏توان از تلویزیون تعاملی IPTV استفاده کرد. در واقع تلویزیون‌های هوشمند نحوه استفاده از تلویزیون را تغییر داده‏اند و کاربر بسیاری از اموری که در کامپیوتر خود انجام می‏دهد را می‏تواند در صفحه نمایش بزرگتر و با کیفیت HDTV  انجام دهد. تلویزیون‌های هوشمند به راحتی به شبکه‏های اجتماعی و سرویس‌های اشتراک‏گذاری ویدیو متصل می‌شوند.

تحلیل و هشدار

ترکیب گیرنده‌ی تلویزیونی با یک سیستم کامپیوتری، باعث شده است که این بار، امکان اتصال به اینترنت و دور زدن فیلترها و دسترسی به شبکه‌های خارجی به‌صورت تعاملی بر روی گیرنده تلویزیونی ایجاد شود.

ظاهراً مسئولین مربوطه، به دلیل عدم آشنایی با ماهیت این فناوری، خطرات فرهنگی آن را درک نکرده و لذا بازارهای کشور را به‏روی این پدیده گشوده‌اند؛ درحالیکه می‌توانستیم این تهدید را به فرصت تبدیل کنیم و شرکتهای صادرکننده را موظف به رعایت استانداردهایی کنیم که  محتوای مناسب ارائه شده در شبکه‌های داخلی، بر روی این گیرنده‌ها ارائه شود.

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، تعدادی از این فروشگاه های آنلاین به کاربران امکان می دهند محصولات مختلف را مشاهده کرده و اقلام مورد نظر را به طور مستقیم بر روی شبکه های اجتماعی خریداری کنند. در برخی موارد هم کاربران به سایت شرکت های یاد شده هدایت می شوند.

در حال حاضر تعدادی از خرده فروشان و شرکت های تجارت الکترونیک در حال تست و بررسی این قابلیت ها بر روی نسخه رومیزی و موبایل فیس بوک هستند. البته اسامی این شرکت ها افشا نشده است.

در ماه های اخیر فیس بوک تلاش فراوانی کرده تا خدمات تجارت الکترونیک را در وب سایت خود ارائه کند. با توجه به اینکه این شبکه اجتماعی دومین سایت پربازدید جهان است از پتانسیل فراوانی برای ارائه خدمات تجارت الکترونیک برخوردار است.

این شرکت در حال حاضر از محل ارائه خدمات تبلیغاتی و فروش داده های کاربران به اشخاص و شرکت های ثالث درآمد فراوانی کسب می کند و با ارائه خدمات تجارت الکترونیک بر میزان این درآمد خواهد افزود. این ابتکار عمل ممکن است درامد تبلیغاتی فیس بوک را هم افزایش دهد.

این شبکه اجتماعی در سال 2011 هم برای ارائه خدمات تجارت الکترونیک به برخی سایت ها و شرکت ها تلاش کرد. اما این ابتکار عمل چندان مورد توجه قرار نگرفت و بعد از شش ماه متوقف شد.

فارس

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

صنعت بازی در طول دهه گذشته در جهان با چنان رشدی رو به رو بوده که به راحتی می‌توان گفت درآمد حاصل از آن برای کمپانی‌ها و شرکت‌های تولید کننده بازی‌های کامپیوتری سر به فلک کشیده است.

به سادگی می‌توان از صنعت بازی‌ به عنوان یکی از موفق‌ترین صنعت‌ها در جهان نام بود. این صنعت تنها در ایالات متحده امریکا به یک صنعت بیلیون دلاری تبدیل شده است صنعتی که همچنان در حال رشد است. حال سوال اینجاست که این صنعت تا چه حد قابل بزرگ شدن است؟ و آیا زمانی فرا می رسد که رشد آن متوقف شود و یا نادیده گرفته شود؟
بازی‌ همیشه محبوب بوده چه در گذشته و چه امروز. صنعت بازی برای نخستین‌بار در دهه ۱۹۶۰ و با ورود بازی‌های ویدیویی به دل مردم راه یافت و آنها را سرگرم کرد. در آن زمان ورود چنین سرگرمی به خانه‌ها توجه بسیاری از مردم را به این صنعت و تولیدات آن جلب کرد. با این وجود در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بود که اتفاقی عجیب باعث کم‌رنگ شدن صنعت بازی شد. در آن زمان با حضور کنسول‌ها و کامپیوترهای شخصی و لب تاپ تمرکز از روی بازی‌ها کمتر شد و بر کامپیوترها و کنسول‌ها بیشتر شد. بنابراین بازار فروش بازی‌ها در مقایسه با کنسول‌ها و کامپیوتر در سایه‌ قرار گرفت.
عبور از سرگرمی و هیجان به سودآوری
همانطور که تکنولوژی پیشرفت می‌کرد، صنعت بازی از یک پدیده سرگرم کننده و هیجان‌انگیز به یک صنعت سودآور میلیارد دلاری حرکت می‌کرد. پیشرفت‌ها و خلاقیت‌های متخصصان این حوزه در خصوص طراحی‌ و جذابیت‌های گرافیکی و از طرفی فراگیر شدن اینترنت در سراسر جهان به رشد این صنعت کمک کرد و ناخواسته آن را به یکی از غول‌های پرسود تبدیل کرد.
به مرور بازی‌هایی در جوامع مختلف توسعه یافت که از آنها با نام بازی‌های آنلاین یاد می‌شد. بازی‌هایی که با وجود اینترنت خیلی سریع در میان مردم در سراسر جهان فراگیر شد و علاقمندان زیادی را به خود جلب کرد. این بازی‌ها دو قابلیت داشتند به این ترتیب که کاربر می‌توانست به صورت آنلاین با آن بازی کند و یا آن را بعد از دانلود شدن روی کامپیوتر شخصی‌اش فعال کند و با آن بازی کند. این روند بعدها به مرور از کامپیوترهای شخصی و خانگی به لب‌تاپ و بعد از آن تبلت و گوشی‌های تلفن همراه هوشمند منتقل شد.
به طور خلاصه تکنولوژی و دانش بشری سر بزنگاه به کار این صنعت آمد و موجب شد تا محبوبیت و اقبال بازی‌های کامپیوتری به اوج برسد و در مدت زمانی کوتاه به یک صنعت بزرگ تبدیل شود.
سال ۲۰۱۵ سال موفقیت بازی‌های گوشی‌های هوشمند
اما این موفقیت‌ها همچنان ادامه دارد. کارشناسان معتقدند امسال بازی‌های گوشی‌های تلفن همراه می‌تواند به رشد مضاعف صنعت بازی در جهان کمک کند. افزایش محبوبیت این گروه از بازی‌ها و فراگیری تلفن‌های همراه هوشمند در سراسر جهان طراحان و تولیدکنندگان بازی را به سمت تولید بازی‌هایی مناسب برای تلفن همراه کرده است.
بازی‌هایی جذاب که می‌تواند هر مخاطبی را مجذوب خود کند. بازی‌هایی که هم به صورت آنلاین و هم در صورت دانلود شدن روی گوشی تلفن همراه در هر زمان و مکانی می‌تواند همراه کاربر باشد و وابستگی او را به دستگاه‌های دیگر کاهش دهد. همین امر موجب می‌شود تا متخصصان و کارشناسان این حوزه سال ۲۰۱۵ را به عنوان سال موفقیت بازی‌های گوشی‌های هوشمند بشناسند.
این گروه معتقدند بازی‌هایی که برای گوشی‌های تلفن همراه هوشمند طراحی می‌شود خود می تواند به عنوان یک صنعت پرفروش و موفق ارزش بازی‌های وابسته به کنسول‌ها را در سایه خود کم‌رنگ و بی رنگ و بو کند.
یکی از دلایل موفقیت بازی‌های تلفن همراه هوشمند قابلیت شرکت در مسابقات و فراخوان‌هایی است که در سراسر جهان امکان پیوستن به آنها وجود دارد. این قابلیت می‌تواند به طور موازی جذابیت‌هایی برای کاربر داشته باشد و درآمدی موازی درآمد حاصل از عرضه و فروش محصولات و بازی‌ برای کاربران بازی‌های تلفن همراه هوشمند داشته باشد.
اقتصاد رو به رشد صنعت بازی
آمارها نشان می‌دهد که صنعت بازی‌های ویدیویی در سال‌های گذشته به رشد اقتصادی ایالات متحده امریکا کمک بسیاری کرده و چیزی حدود ۲۱ بیلیون دلار برای این کشور به همراه داشته است.
این در حالی است که صنعت بازی در فاصله زمانی سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ با رشدی ۹ درصدی روبه رو بوده در حالی که میزان متوسط رشد اقتصادی در دیگر صنعت‌ها در این کشور ۴/۲ درصد در همان بازه زمانی بوده است و این تنها یک نمونه از موفقیت‌های این صنعت است.
  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، گوگل بدون شک پربازدیدترین سایتی است که ایرانیان از خدمات آن استفاده می‌کنند. رتبه الکسای گوگل نیز نشان می‌دهد که تقریبا در رتبه نخست بازدید ایرانی‌ها از سایت‌های اینترنتی قرار دارد. ولی در عین حال استفاده از بسیاری خدمات این غول اینترنتی برای ایرانی‌ها ممنوع است. به عنوان مثال بخش توسعه یاDeveloper ،که برای برنامه‌نویسی استفاده می‌شود، از سوی گوگل برای کاربران ایرانی مسدود شده است. همین قضیه راجع به برنامه‌های دیگری در مرکز دانلود Google Play وجود دارد.

گوگل

چندی قبل که هنوز آتشفشان افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا خاموش نشده بود، بعد از افشای اطلاعاتی در خصوص همکاری‏های مرموز گوگل با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، اعلام شد محصول آیفون شرکت اپل ابزار جاسوسی دولت آمریکا است.
از سوی دیگر چندی پیش بود که رسوایی شنود مقامات ارشد اتحادیه اروپا و در راس آنها شنود مکالمات صدراعظم آلمان جنجال زیادی به پاکرد.
البته این نخستین بار نبود که اروپایی‌ها مورد سواستفاده متحد خود یعنی آمریکایی‏ها قرار می‌گرفتند. از همین رو اروپایی‌ها نگران اهداف شرکت‌های اینترنتی آمریکا همچون گوگل و فیس‌بوک هستند. با این تفاسیر اگرچه اروپایی‌ها انگیزه کافی برای مقابله با موتور جستجوی آمریکایی گوگل را داشته و دارند، اما نهایتا به این نتیجه رسیدند که حتی با صرف هزینه‏‌های هنگفت هم نمی‌توانند موتور جستجویی طراحی کنند که با گوگل برابری کند. در نهایت نیز اتحادیه اروپا تصمیم گرفت راه شکایت و درخواست‌های دادگاهی را برای کم کردن نفوذ غول‌های اینترنتی آمریکا روی اطلاعات کاربران اروپایی پیش بگیرد. در برخی موارد نیز این شرکت‌ها را وادار کرده‌اند تا اطلاعات خود را در خاک کشورهای اروپایی نگه داشته و در مواقع نیاز امکان دسترسی دولت‌های اروپا به اطلاعات آنها را بدهد.

اما در شرق دنیا رهبران سرزمین اژدهای سرخ سیاست دیگری را در مواجهه با نفوذ مجازی آمریکایی‌ها انتخاب کردند. دولت چین در یک نمونه از این تلاش‌ها سعی کرد با موتور جستجوی بومی خود به نام »بایدو« در مقابل گوگل قد علم کند. باید و با توجه به جمعیت این کشور و سرمایه و پشتکاری که دارند تقریبا با موفقیت روبرو شد.

گرگر  یوز پارسی جو

شاید تلاش ایران برای ایجاد موتورهای جستجوی گوناگون داخلی همچون»سلام«، »یوز«، »پارسی‌جو«، »گرگر« و غیره بیشتر به الگوی چین شبیه باشد. ولی آیا ایران با بودجه 170 میلیارد تومانی که برای این موتورها در نظر گرفته و همزمان نیز چندین موتور جست‌جوی دیگر را در دستور کار حمایت قرار داده می‌تواند در مقابل این ابرشرکت‌ها ایستادگی کند؟ آیا روش مقابله با گوگل ایجاد سرویس‏‌های متعدد موتورهای جستجو و رونمایی چندباره از آنها است؟ از این نکته نیز نباید غافل شد که در نهایت هر کاربر ایرانی می‌تواند با یک جست و جوی ساده در موتور جستجوی وطنی و مقایسه آن با نتیجه جست و جو در گوگل اجنبی متوجه تفاوت این سرویس‌ها شود.

النون

در سرویس پست الکترونیکی وضعیت کمی بهتر است. پست‏های الکترونیکی مانند »النون«  توانسته‌‏اند با عوض کردن زمین بازی و به کارگیری سرویس پیامک اپراتورهای مخابراتی داخل کشور، سرویسی قابل توجه و مناسب عرضه کند که مورد استقبال کاربران قرار گیرد. در واقع اولین قدم نوآورانه این پست الکترونیکی در طراحی و ارائه‌ی این سرویس ایمیل، یکپارچه کردن دو سرویس پراستفاده توسط کاربران است: ایمیل و پیام کوتاه (فعلا همان پیامک مخابراتی و در آینده انواع دیگر پیام کوتاه). در واقع النون توانسته است با ارائه سرویسی اضافه‏تر و با ثبات، استقبال عمومی را جلب کند و امیدوار است بتواند در کشورمان یاهو و جی میل را به زانو درآورد.

با این تفاسیر سوال اینجاست که شورای راهبری چه تصمیماتی می‌تواند بگیرد که منجر به رونق‏گیری سرویس‏های اینترنتی داخلی در مقابل سرویس‏های پرتوان غربی شود؟

برای پاسخگویی به این سوال بر آن شدیم تا به نمونه‌ای موفق در این زمینه که اخیراً فضای مجازی کشور ویتنام را تحت تأثیر خود قرار داده است بپردازیم. محصولی که به گواهی آمارهای معتبر توانسته تنها ظرف دو سال، گوگل را در خاک ویتنام زمین‌گیر کند و رتبه‌ی اول بازدیدهای اینترنتی در آن کشور را از آن خود کند. شرکتی نوپا و دانش‌بنیان به نام Coc Coc توانسته

سرویس‌هایی از قبیل موتور جستجو، مرورگر و سامانه مکان‌یابی را با کیفیتی درخور تحسین، به مخاطبان ویتنامی اهدا کند و اعتماد آنان را به خود جلب نماید.

این شرکت چه راهی را در پیش گرفته و چگونه به این موفقیت دست یافته است؟ آیا برای ایجاد این سرویس بومی نیز شورایی راهبردی در کشور ویتنام تشکیل شده و مسئولان دولتی برای آن تعیین تکلیف کرده‌اند؟ ویژگی‌های این سرویس بومی، چه بوده است که مردم یک کشور را قانع کرده تا از این محصول استفاده کنند؟

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

مکالمه‌ی مشهوری بین یکی از موسسان گوگل، لری پیج و مدیر عامل وقت آن شرکت، اریک اشمیت در سال ۲۰۰۴ منتشر شد که بلند پروازی گوگل را نشان می‌دهد. در هنگام بحث در مورد توسعه‌ی بین‌المللی این شرکت، اشمیت از پیج می‌پرسد که گوگل را تا چه حد باید توسعه دهیم؟ پیج در پاسخ می‌گوید:

مایکروسافت چند کارمند دارد؟

زمانی که به او گفته می‌شود مایکروسافت ۲۵ هزار کارمند دارد او در پاسخ می‌گوید:

گوگل باید یک میلیون کارمند داشته باشد.

این انگیزه‌ی بی‌پایان موسسان گوگل امروز نیز بار دیگر با تغییرات ساختاری بسیار در این شرکت و تاسیس هلدینگ آلفابت، به نمایش گذاشته شد. زمانی که این روند کامل شود گوگل در واقع زیر مجموعه از یک کمپانی با نام آلفابت خواهد شد. آلفابت نیز در واقع هلدینگی خواهد بود که رویاهای گسترده‌ی برین و پیج را به واقعیت نزدیک‌تر خواهد کرد. لری پیج نیز از سمت مدیر عاملی خود در گوگل کنار رفته و ساندار پیچای جای او را در این سمت خواهد گرفت.

گوگل ابتدا کار خود را به عنوان یک موتور جستجو آغاز کرد و سپس فعالیت‌های خود را بسیار گسترده‌تر کرد. مقر اصلی این کمپانی در کالیفرنیا است و محصولات اینترنتی معروف بسیاری را نیز معرفی کرده است که از آن جمله می‌توان به یوتیوب، اندروید و جیمیل اشاره کرد. این شرکت پروژه‌های بسیاری از جمله ساخت ماشین‌های بدون سرنشین و افزایش طول عمر انسان را نیز آغاز کرده است و در حال کار بر روی آن‌ها است.

پیج و برین معتقد هستند که این محصولات بسیار گسترده و متنوع شده‌اند و یک کمپانی توانایی اداره‌ی تمامی آن‌ها را ندارد. آن‌ها می‌گویند پروژه‌های مختلف نیاز به رهبران متفاوت، فرهنگ شرکتی متفاوت و منابع مختلف دارند. بنابراین آن‌ها تصمیم به تاسیس شرکتی با نام آلفابت گرفتنه‌اند که بر تمامی زیرمجموعه‌ها نظارت داشته و در عین حال هر کدام مستقل نیز باشند. پیج در بخشی از نامه‌ی خود در این رابطه می‌گوید:

ما معتقدیم که گذر زمان باعث می‌شود تا کمپانی‌ها از توجه به محصولات خود غافل شوند و با ایجاد تغییرات کوچک در آن‌ها فعالیتشان را ادامه دهند. اما در صنعت فناوری که ایده‌های انقلابی آینده‌ی پیشرفت را رقم می‌زنند، باید به جایگاه کنونی خود بسنده نکرده و همواره در تلاش باشید.

پیج معتقد است تقسیم امپراطوری گوگل به بخش‌های مستقل و تخصصی می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا رو به جلو پیش بروند و پیشرفت‌های بزرگ آینده در فناوری را رهبری کنند.

مدیر عامل جدید گوگل کیست؟

BBlD7jw.img 1600x1200

مدیر عامل جدید گوگل ساندار پیچای است که از سال ۲۰۰۴ میلادی در این شرکت حضور دارد. سال گذشته، دگرگونی‌های مدیریتی باعث شد تا او دست راست لری پیج شود.

پیچای در گذشته مدیریت بسیاری از محصولات گوگل را بر عهده داشته است. او رهبری پروژه‌ی گوگل کروم را بر عهده داشت که در سال ۲۰۰۸ معرفی شد و امروزه محبوب‌ترین مرورگر وب است. بسیاری معتقد هستند که مرورگر کروم سکوی پرتابی برای پیچای بود. او با موفقیت در این پروژه یکی از سریع‌ترین رشدها را در تاریخ صنعت فناوری انجام داد و در واقع راه صد ساله را یک شبه رفت. پیج در مورد او می‌گوید:

ساندار مدتی است در واقع از زبان من سخن می‌گوید و حتی در برخی موارد بهتر از من نیز سخنانش را بیان می‌کند. ما از کار با یکدیگر لذت می‌بریم. او پس از آن که مسئولیت ساخت و مهندسی کسب و کار اینترنتی ما را در مهر ماه سال گذشته بر عهده گرفت، به صورت چشم‌گیری پیشرفت کرده است.

لری پیج و سرگی برین چه مسئولیتی بر عهده خواهند داشت؟

BBlCQQL.img 1600x1200

پیج مدیر عامل آلفابت و برین رئیس آن خواهند بود. پیج امیدوار است است تا تغییرات زیرساختی جدید باعث شوند او و برین بر روی مسائل بزرگ‌تر متمرکز شوند. البته در حال حاضر منظور از مسائل بزرگ‌تر مشخص نیست. پیج در این باره می‌گوید:

مدل ما این گونه است که هر بخش از کسب و کار ما توسط یک مدیر عامل قدرتمند اداره شود و من و برین نیز در زمان نیاز در خدمت آن‌ها باشیم. من و برین بودجه‌ی هر بخش را مشخص کرده و بر عملکرد آن‌ها نظارت خواهیم داشت تا بازده خوبی داشته باشند.

مهم‌ترین بخش از فعالیت پیج و برین کار بر روی پروژ‌های جدید خواهد بود. مانند بسیاری از موسسان و ایده‌پردازان قوی، این دو نفر نیز تمایل دارند تا کارهای جدیدی آغاز کنند و به مدیریت محصولات به نتیجه رسیده، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند. ساختار جدید به آن‌ها اجازه خواهد داد تا به صورت منظم پروژ‌های جدید ارائه داده و کارمندان جدید برای انجام آن‌ها استخدام کنند. برین می‌گوید:

هدف ما تبدیل این کمپانی به یک برند تجاری با محصولات متعدد نیست. هدف این است که شرکت‌های زیرمجموعه‌ی آلفابت استقلال داشته و برندهای خود را به شهرت برسانند و موفق شوند.

آلفابت چگونه ساخته خواهد شد؟

از دید یک سهام‌دار گوگل، آلفابت در واقع نام جدید این شرکت است. سهام گوگل به سهام آلفابت تغییر نام خواهند داد و سهام‌داران فعلی گوگل نیز سهمی در شرکت آلفابت خواهند داشت.

جزئیات کامل در مورد تغییرات و ساختار آلفابت ارائه نشده است؛ اما پیج به مواردی که ممکن است از گوگل جدا شده و مستقل شوند و تحت نظر آلفابت قرار بگیرند اشاره‌های کرده است که از آن جمله می‌توان به بخش‌های زیر اشاره کرد:

  • Calico، پروژه‌ی افزایش عمر انسان‌ها
  • آزمایشگاه ایکس گوگل، که در زمینه‌هایی مانند پروژه‌ی Wing که مربوط به پهپادها است، فعالیت دارد
  • شاخه‌های سرمایه‌گذاری گوگل
  • بخش تحقیق در مورد علوم زیستی که بر روی پروژ‌هایی مانند لنز تماسی حسگر گلوکز کار می‌کنند

این اتفاق چه تاثیری بر روی کاربران گوگل خواهد داشت؟

gty google alphabet wg 150810 16x9 992 1600x1200

تاسیس آلفابت، در کوتاه مدت تاثیری بر کاربران فعلی گوگل نخواهد داشت. غالب سرویس‌هایی که بیشترین استفاده را دارند تحت نظر گوگل به کار خود ادامه خواهند داد و عملکردشان نسبت به گذشته تغییری نخواهد کرد.

البته آلفابت در طولانی مدت و با عملی شدن پروژهایی مانند افزایش عمر انسان‌ها می‌تواند بر روی نسل بشریت نیز تاثیرگذار باشد. البته به نتیجه رسیدن این پروژه شاید دهه‌ها به طول بینجامد. به احتمال زیاد پیج و برین نیز می‌دانند که بسیاری از پروژه‌های بزرگ و بلندپروازانه‌ی آلفابت رنگ واقعیت به خود نخواهند دید؛ اما حتی اگر برخی از آن‌ها به واقعیت بپیوندند می‌توانند تاثیرات بسزایی بر زندگی انسان‌ها بگذارند.

زومیت

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

به گزارش فنافر، چهار سال و یک ماه از رونمایی شبکه اجتماعی گوگل‌پلاس گذشته است. تقریباً همه باور کرده‌اند نام این سرویس نیز باید به فهرست پروژه‌های شکست‌خورده گوگل اضافه شود. حتا در یک دوره‌ای گوگل‌پلاس به شهر ارواح دنیای اینترنت شهره یافته بود چون هرکسی در آن یک حساب کاربری داشت ولی هیچ فعالیتی نمی‌کرد. برخی از کاربران یادشان رفته در گوگل‌پلاس حساب کاربری دارند و اگر به سختی یادشان بیاید که از همان نام ایمیل خود برای نام کاربری استفاده کردند، رمزعبور را هرگز به خاطر نخواهند آورد.

«گوگل هنگامی که گوگل‌پلاس را معرفی کرد، فریاد زد کشنده شبکه‌های اجتماعی دیگر و به طور خاص فیس‌بوک است. بهتر است بگوییم تنها هدف تعریف شده برای گوگل‌پلاس همین بود: سرنگونی فیس‌بوک.»

نام گوگل‌پلاس با نام Vic Gundotra عجین شده است. مهندس تاجرمآب هندی که بسیاری موسس و معمار ارشد گوگل‌پلاس می‌خوانندش و البته عامل شکست این شبکه اجتماعی! گوندوترا در دوره‌های مختلفی کارمند شرکت گوگل بود و در آخرین حضورش به عنوان سخنگوی این شرکت، لری پیج از موسسان گوگل را متقاعد کرد دوباره بعد از یک دهه دوری، به راس مدیریت گوگل برگردد و به عنوان مدیرعامل از سال ۲۰۱۱ مشغول به کار باشد. کارمندان گوگل گوندوترا را یک شخصیت کاریزماتیک و سیاسی می‌دانند که در جلسات مدیریتی خیلی خوب سخنرانی کرده و توجه مدیران ارشد را به سوی ایده‌ها و نظرهایش جلب می‌کند. یکی از مدیران اجرایی سابق گوگل با قاطعیت می‌گوید: «وی یک باگ ثابت در گوش لری بود و مدام تکرار می‌کرد “فیس‌بوک آمده است تا ما را نابود کند؛ فیس‌بوک آمده است تا ما را نابود کند”. من مطمئن هستم ویک آن‌قدر لری را ترساند تا بالاخره مجبور به واکنش شد و گوگل‌پلاس را راه‌اندازی کرد.» جالب است همین آقای ویک گوندوترا وقتی مطمئن می‌شود گوگل‌پلاس یک پروژه شکست خورده است و به سوددهی نمی‌رسد، در ۲۴ آوریل ۲۰۱۴ از گوگل جدا می‌شود.

 vic-gundotra-640x418

داریم درباره تصمیم‌گیری‌های مدیریتی سال ۲۰۱۰ این شرکت صحبت می‌کنیم؛ برهه‌ای که هیچ چیزی و هیچ کسی گوگل را تهدید نمی‌کرد یا نمی‌توانست تهدید کند. این شرکت غول و قدرت اول بلامنازع اینترنت و وب بود. سال‌های طولانی روی کاربران آنلاین سلطه داشته و اکنون نیز با پلتفرم موبایل اندروید سعی می‌کرد به یک بازیگر بزرگ در بازار گوشی‌های هوشمند تبدیل شود. در سراسر جهان از سرویس گوگل‌مپ او استفاده می‌کردند و میلیون‌ها کتاب را ایندکس کرده و تازه شروع به ساخت خودروهای خودران کرده بود. گوگل در عرصه‌های بسیار زیادی به موفقیت رسیده و فقط در یک حوزه شکست‌های پی در پی را تجربه کرده بود: شبکه‌های اجتماعی. با یک جست‌وجوی ساده در اینترنت می‌توانید فهرست بلندی از شبکه‌های اجتماعی که به دست این شرکت ساخته و بعد تعطیل شدند را پیدا کنید. در سال ۲۰۰۴، Orkut چند روزی قبل از فیس‌بوک راه‌اندازی شد و به سرعت نیز به فراموشی سپرده شد. Reader یک فیدخوان محبوب بود که در سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و در سال ۲۰۱۳ بسته شد. Wave یک شبکه ارتباطی بود که در ژانویه ۲۰۱۲ شروع به کار کرد و سی آوریل ۲۰۱۲ به بایگانی سپرده شد. Buzz نیز یک شبکه اجتماعی نگون‌بخت بود که برای جی‌میل ساخته شده ولی خیلی زود به مشکلات حقوقی برخورد کرد و در سال ۲۰۱۰ بسته شد.

در این سال‌هایی که گوگل به طور تصادفی یک شبکه اجتماعی به راه می‌انداخت و به طور تصادفی شکست می‌خورد، فیس‌بوک در حال رشد و بزرگ شدن بود. در سال ۲۰۱۰، ارزش سهام فیس‌بوک برابر ۱۴ میلیارد دلار با ۵۰۰ میلیون کاربر(حساب‌های کاربری با نام واقعی، تاریخ تولد، عکس‌های خانوادگی و شبکه‌ای از اخبار) بود. در این زمان، گوگل شرکتی بسیار بزرگ‌تر از فیس‌بوک با ارزش بازاری تقریباً ۲۰۰ میلیارد دلاری است. چیزی که گوگل از دست داد، زمان و کارمندانش بود. کارمندان پروژه‌های شبکه‌های اجتماعی تعطیل شده یکی پس از دیگری از این شرکت خارج و مستقیماً به استخدام فیس‌بوک درمی‌آمدند. پاول آدامز یکی از همین کارمندان است. پاول جزو طراحان گوگل‌پلاس و ایده Circles بود که بعداً به تیم توسعه‌دهندگان فیس‌بوک می‌پیوندد. وی می‌گوید در حالی که فیس‌بوک یک تهدید جدی برای ما بود، روی شبکه اجتماعی Google Buzz دچار اشتباه شدیم و نمی‌دانستیم اکنون چه‌کار باید کرد.

 ظهور و سقوط گوگل‌پلاس

گوگل هنگامی که گوگل‌پلاس را معرفی کرد، فریاد زد کشنده شبکه‌های اجتماعی دیگر و به طور خاص فیس‌بوک است. بهتر است بگوییم تنها هدف تعریف شده برای گوگل‌پلاس همین بود: سرنگونی فیس‌بوک. گوگل اخیراً اعلام کرده است در پی اشکال‌زایی عمده و سراسری این پروژه است و به طور خاص «اشتراک‌گذاری آنلاین» است. یعنی می‌خواهد موانع اصلی ارتباط این شبکه را با دیگر سرویس‌های گوگل برطرف کند تا هر کاربری با ورود به گوگل‌پلاس بتواند با سرویس‌های دیگر نیز به راحتی در تعامل باشد؛ مثلاً همزمان با یوتیوب اطلاعات تبادل کند.

این اظهارات گوگل به خوبی نشان می‌دهند که این شرکت هنوز در سردرگمی تعیین تکلیف شبکه اجتماعی است که با بلندپروازی راه‌اندازی کرد ولی خیلی زود فهمید کلافی پیچ در پیچ است که خودش نیز وسط آن گرفتار شده است. رویکرد جدید گوگل این است که هر کسی در دنیا را با ترفند اشتراک‌گذاری آنلاین عکس و ویدیو به سوی گوگل‌پلاس هل بدهد. بردلی هورویتز، مدیر گوگل‌پلاس در آخرین پست وبلاگش عنوان می‌کند گوگل اوایل امسال روی سرویس‌های محبوبی مانند Photos و Hangouts تغییر رویکرد و نگرش داده و مشغول کار دوباره روی آن‌ها است تا شاید بتواند این‌ سرویس‌ها را به عنوان یک هسته مرکزی متصل‌کننده کاربران به یکدیگر روی گوگل‌پلاس فعال کند و از این طریق بتواند تجربه شبکه اجتماعی جدید و جذابی برای آشتی کاربران خلق کند. به نظر می‌رسد گوگل خیلی دیر متوجه شده ابتدا باید اهدافی کوچک و عملیاتی برای سرویس‌ها و شبکه‌های اجتماعی‌اش تعریف کند و بعد به سراغ آرمان‌های بزرگ برود. گوگل پلاس به یک شاه‌بیت مورد علاقه در صنعت فناوری تبدیل شده است اما پشت‌سرش موضوع‌هایی مهم و تکان‌دهنده وجود دارد. در ماه گذشته، گفت‌وگوهایی با تعدادی از کارمندان و تحلیل‌گران گوگل انجام گرفته است و آن‌ها به شرط ناشناس ماندن و فرار از مجازات؛ اعتراف کردند در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به شدت مشغول گول زدن و ترساندن گوگل از فیس‌بوک با هدف ربودن کارمندان، تبلیغات و کاربران بودند. گوگل وقتی متوجه این جریان خزنده داخلی در شرکت‌اش و در میان کارکنان‌اش می‌شود، همه توان خود را بسیج کرده و به مقابله می‌پردازد ولی در مقابل یک شرکت استارت‌آپ جوان ناشیانه عمل می‌کند.

larry-page-640x393

گوگل‌پلاس بدون هیچ‌گونه برنامه یا طرح مشخصی برای متمایز بودن از فیس‌بوک راه‌اندازی شد. در واقع، شرط‌بندی روی یک رهبر کاریزماتیک با یک چشم‌انداز ناقص و نادیده گرفتن نیاز به یک کشش در شبکه‌های اجتماعی بود. به همین دلیل، بسیاری از کاربران گوگل‌پلاس هیچ بهانه یا دلیلی برای سر زدن به آن نداشتند و مانند مردمان مرده یک شهر تصور می‌شدند که میان هر کدام‌شان دیواری بزرگ کشیدند. مرگ آهسته گوگل‌پلاس به خوبی تصویری از یک شرکت بزرگ فناوری را نشان می‌دهد که وقتی با تهدیدی روبرو می‌گردد، شروع به تلاش می‌کند و بعد در این نوآوری شکست می‌خورد. پروژه گوگل‌پلاس منجر به برخی سرویس‌های خلاقانه جدید برای گوگل شد ولی هیچ‌گاه در قامت یک شبکه اجتماعی نتوانست ظاهر شود و تهدیدی برای رقبا محسوب گردد. اکنون، فیس‌بوک بیش از ۱٫۴ میلیارد کاربر و ارزش بازاری کمی بیشتر از نصف ارزش بازار گوگل را دارا است. هنوز فیس‌بوک مشغول ربودن کارمندان گوگل است. این شرکت به همراه توییتر روش‌هایی برای کاهش سهم بازار گوگل از تبلیغات آنلاین پیدا کردند.

 «وقتی گوگل‌پلاس رونمایی شد، همه با هم گفتیم “اینکه شبیه فیس‌بوک است؛ پس ایده بزرگ پشت سر آن کجاست؟ فقط یک شبکه اجتماعی است”»

یکی دیگر از مدیران محصول سابق گوگل که در پروژه گوگل‌پلاس نیز فعالیت داشته می‌گوید:« گوگل‌پلاس با یک هویت گسسته و درهم‌ریخته ساخته شد و گراف اجتماعی که به دور تمامی محصولات و سرویس‌های گوگل تنیده شده و کاربر باید با این هویت لاگین کند.» او می‌گوید گوگل نمی‌تواند تشخیص بدهد مقصد بعدی کاربران روی شبکه‌های اجتماعی کجاست و سرویس‌ها و محصولات به کجا هدایت شوند ولی فیس‌بوک در این موضوع مهارت دارد. کنت والکر، یک مشاور عمومی گوگل در یک جسله با مدیران کسب‌وکارهای آلمانی درباره گوگل‌پلاس جزئیات زیادی را پرده‌برداری می‌کند و از شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از نام‌های درون فهرست بلند پروژه‌های ناموفق گوگل نام می‌برد.

مارس صد روزه

گوگل برای راه‌اندازی شبکه اجتماعی‌اش تلاش زیادی کرد و تمام سرمایه و امکانات خود را به کار گرفت. تعریف یک پروژه با کدنام Emerald Sea و جدول زمانی کاری ۱۰۰ روزه برای رونمایی به همراه اختصاص کامل یک ساختمان مخفی و انتقال مدیرعامل و کارکان به آن‌جا همگی از عزم جدی یک شرکت فناوری برای نمایشی بزرگ خبر می‌دهند. گوندوترا در سال ۲۰۱۱ هنگام گفت‌وگو با نشریه وایرد قبل از رونمایی گوگل‌پلاس می‌گوید: «ما در حال تبدیل کردن گوگل به یک مقصد بزرگ اجتماعی در سطح و مقیاس بسیار وسیع هستیم که تا کنون سابقه نداشته است. در حال درخواست سرمایه‌گذاری بیشتر و همین‌طور نیروی انسانی بیشتر هستیم؛ به طوری که برای هیچ پروژه دیگری سابقه نداشته است.» متاسفانه این روزها گوندوترا به ایمیل‌هایی که درباره گوگل‌پلاس می‌پرسند، جواب نمی‌دهد و خود شرکت گوگل نیز پاسخ‌گو نیست. یکی از کارمندان سابق گوگل درباره سرعت و سختی کار در ماه‌های اولیه شروع پروژه گوگل‌پلاس می‌گوید: «یک دیوانگی مطلق بود. بهترین روش برای موفقیت در اکوسیستم ویک این است که سریع باشید. او روی تلاش و فعالیت کارکنان به شدت تعصب دارد و نیاز دارد روی یک استراتژی کار زیادی انجام شود.»

Screen-Shot-2015-07-28-at-10.23.31-AM

برای کارمندان بخش‌های دیگر گوگل، رویکرد این شرکت نسبت به گوگل‌پلاس کاملاً رادیکالی به نظر می‌رسید. چون غالب پروژه‌های گوگل در مقیاس کوچکی شروع شده و به طور ارگانیک توسعه یافته یا از درجه اهمیت بالاتری برخوردار شدند. شبکه Buzz که شاید سلف اضطراری گوگل‌پلاس باشد، به سختی ده کارمند استخدام کرد اما گوگل‌پلاس برای شروع بیش از هزار کارمند را از بخش‌های مختلف گوگل به درون خودش جذب کرد. یکی از کارمندان گوگل می‌گوید: «نمی‌دانستیم مهندسان ما سر از کجا درمی‌آوردند!». گوگل به شکل استادانه‌ای سیستم ویدیوکنفرانس داخلی شرکت را به بخش‌های مختلفی مجزا کرده و کارمندان این بخش‌ها را روی سیستم ویدیوچت Google+ Hangouts متمرکز می‌کند. این کارمندان در صورت موفقیت پاداش خوبی می‌گرفتند. در این برهه، گوگل به شدت پنهان‌کاری می‌کرد و دست به وضع قوانین و سیاست‌هایی می‌زد که در گذشته سابقه نداشته است. همه‌چیز زیر نظر مستقیم مدیرعامل راهبری می‌شد. انگار گوگل به تعریف جدیدی از خود رسیده بود و آن «هر چیزی مجزا از بقیه» بود.

google-plus-stream

محصول نهایی، در ۲۸ ژوئن ۲۰۱۱ رونمایی شد و شامل چندین ویژگی جدید و بدیع بود: Circles برای گروه‌بندی مخاطبین و سفارشی‌سازی اطلاعاتی که باید به اشتراک گذاشته شود، Hangouts برای گروه‌های چت ویدیویی و Photos که شامل ابزارهای ویرایش عکس مناسبی بود. با این حال، کاربران گوگل، رسانه‌ها و حتا خود کارمندان گوگل خیلی زود به این نتیجه رسیدند که گوگل‌پلاس چیزی شبیه فیس‌بوک است با کمی ویژگی‌های به عاریت گرفته شده از توییتر. یکی از کارمندان سابق گوگل می‌گوید: «وقتی گوگل‌پلاس رونمایی شد، همه با هم گفتیم “اینکه شبیه فیس‌بوک است؛ پس ایده بزرگ پشت سر آن کجاست؟ فقط یک شبکه اجتماعی است”». کارمند دیگری می‌گوید: « بعد از این همه هیاهو ما در پایان چیزی را دیدیم که بسیار عادی توسعه داده شده بود.»

 واقعاً کار نمی‌کند

بسیاری از کارمندان تیم توسعه گوگل‌پلاس مدعی بودند یک شبکه اجتماعی جدید با سازمان‌دهی اطلاعات متفاوتی ساختند که دیگر شبکه‌های اجتماعی را به مبارزه می‌طلبد ولی همیشه احساس و ادراک کاربر درست قضاوت می‌کند. تصورهای اولیه این بود که گوگل با میلیاردها کاربری که در اختیار دارد، به راحتی می‌تواند در فاز اول چندین میلیون عضو داشته باشد. یکی از کارمندان سابق گوگل دراین باره می‌گوید: «اگر شما به طور واضح و روشنی نگاه می‌کردید، متوجه می‌شدید مردم تمایلی به ارسال کامنت ندارند، دوباره به سراغ این سرویس برنمی‌گردند و واقعاً محصولی نیست که قابلیت درگیر شدن با کاربر را داشته باشد. بعد از شش ماه این احساس به وجود آمد که این سرویس واقعاً کار نمی‌کند.»

google+-birthday-640x386

برخی‌ها تقصیر را به گردن ساختار بالا به پایین (top-down) گوگل‌پلاس انداختند و اینکه تیم رهبری این پروژه موفقیت را تنها در ساختن یک شبکه اجتماعی دیدند. شکست‌ها و اطلاعات ناامیدکننده پروژه اصلاً دیده نمی‌شد. یکی از کارمندان گوگل می‌گوید: «اعتقاد ذهنی ما این بود که همیشه به یک ویژگی خارق‌العاده برای اوج گرفتن نیاز داریم.» گوگل طی چند سال بعدی سعی کرد سرویس ویدیو hangout را بهبود ببخشد و برخی قابلیت‌های هوشمند بدان اضافه کند. همچنین، الگوریتم‌های ویرایش تصاویر و امکانات جست‌وجوی هوشمند را به گوگل‌پلاس اضافه کند. این کارها کمی نظرات منفی پیرامون این شبکه اجتماعی را تغییر داد و باعث ستایش گوگل شد ولی فقط کمی اوضاع را بهتر کرد. به نگاهی به گذشته، چندین کارمند و تحلیل‌گر این پروژه اعتقاد دارند ویژگی‌ها و رویکردهایی مانند موبایل و پیغام‌رسانی که توسط فیس‌بوک به خوبی درک و اجرا شدند، توسط تیم مدیریتی گوگل شناسایی نشدند و هیچ کار متمرکزی روی آن‌ها انجام نشد. مجموعه‌ای از برنامه‌های کاربردی مستقل به جای یک شبکه اجتماعی می‌توانست موفقیت کسب کند. طرحی که فیس‌بوک از خارج از مجموعه خود دزدید و بعد پیاده‌سازی‌ کرد. آدامز از کارمندان سابق تیم توسعه گوگل‌پلاس می‌گوید: «اکنون، چه کسی احساس می‌کند فیس‌بوک یک شبکه اجتماعی است؟ غالب مردم این سرویس را مانند یک دورهمی و سرگرمی شبانه تلقی می‌کنند و دوست ندارند ازش خارج شوند. فیس‌بوک دروازه‌های بهتری برای ارتباط مردم با یکدیگر باز کرده است و از نظر فنی نیز بهتر اجرا می‌شود. پس، مردم نیازی به یک نسخه دیگر از فیس‌بوک ندارند.»

 تخریب و بازسازی گوگل‌پلاس

در اوایل سال ۲۰۱۴، کمی کمتر از سه سال بعد از راه‌اندازی، تیم گوگل‌پلاس مجبور شدند ساختمان آرزوها را ترک و به محوطه باز دیگری اسباب‌‌کشی کنند. گوندوترا، مدیر گوگل‌پلاس نیز اعلام کرد در ماه آوریل از این شرکت جدا و «سفر جدید» دیگری را آغاز خواهد کرد. در تمام مدتی که گوندوترا ریاست بخش اجتماعی گوگل را برعهده داشت، با رفتار و تصمیم‌هایش باعث تحریک و الهام‌بخشی کارمندانش و عصبانیت کارمندان بخش‌های دیگر می‌شد. کارمندان مختلفی که به طور مستقیم با وی همکاری کردند می‌گویند مرتباً به سراغ امکانات و ملک‌های بخش‌های دیگر گوگل و تصرف‌شان به نفع گوگل‌پلاس رفته است. دوستی عمیق و نزدیکی زیاد به لری پیج باعث می‌شد در امان باشد و آزادانه هر تصمیمی در گوگل بگیرد اما این وضعیت تا زمانی ادامه داشت که گوگل‌پلاس به شهر ارواح تبدیل نشده بود و کاربران نسبت به یکپارچی با یوتیوب شاکی نشده باشند. بیش از یک سال از جدا شدن گوندوترا و گوگل‌پلاس می‌گذرد ولی هنوز دارد درباره سفر بعدیش اطلاع‌رسانی می‌کند. دو همکار بسیار نزدیک وی می‌گویند هنوز عمیقاً دوست دارد در سفر باشد و البته بسیار آرام و آسوده است. یکی از این همکاران می‌گوید: «هنوز برای بازنشستگی بسیار جوان است. او می‌خواهد کاری را انجام بدهد که دیگران نمی‌توانند.»

google-photos-640x360

دیوید بسبریس که به گوندوترا در راه‌اندازی شبکه اجتماعی گوگل کمک کرده بود؛ ریاست گوگل‌پلاس را برعهده گرفت و مدعی شد گوگل وعده کرده است برای طولانی مدت از بخش شبکه اجتماعی حمایت کند. اما تنها شش ماه پس از این ادعا، بردلی هورویتز مدیر اجرایی قدیمی گوگل جایگزین‌اش شد. هورویتز در بدو ورود تغییر رویکرد گوگل روی سرویس‌های عکس و ویدیو را با عنوان « Google Photos and Streams» مطرح کرد و تا مدت‌ها ازش هیچ خبری نبود تا اخیراً که دوباره با یک پست به نام « Streams, Photos, and Sharing» در وبلاگ‌اش خبرهای تازه‌ای درباره گوگل‌پلاس منتشر کرد. در رویکرد جدید، گوگل می‌خواهد موضوع شکست خورده استریم ویدیو را از شبکه‌های اجتماعی مجزا کند و برعکس روی دیگر ویژگی‌های بارز مانند اشتراک‌گذاری عکس متمرکز شود. هورویتز در پست‌اش می‌نویسند: «گوگل‌پلاس می‌خواهد روی انجام چیزی تمرکز کند که هم‌اکنون نیز به خوبی انجام می‌شود: کمک به میلیون‌ها کاربر در سراسر دنیا تا بتوانند با علاقه‌مندی‌شان ارتباط برقرار کنند. هر جنبه از این محصول که تا کنون نتوانسته این کار را انجام دهد، باید بتواند انجام دهد یا بازنشسته شود.»

«مرگ آهسته گوگل‌پلاس به خوبی تصویری از یک شرکت بزرگ فناوری را نشان می‌دهد که وقتی با تهدیدی روبرو می‌گردد، شروع به تلاش می‌کند و بعد در این نوآوری شکست می‌خورد.»

از صحبت‌های مدیر گوگل‌پلاس این‌طور استنباط می‌شود که گوگل در رویکرد جدید به جای تمرکز روی فیس‌بوک و تلاش برای رقابت با او، روی منابعی سرمایه‌گذاری می‌کند که بتوانند برایش محصولات اجتماعی مناسبی مانند برنامه Photos فراهم کنند. این برنامه‌ها می‌توانند مزایای زیادی برای گوگل ایجاد کنند. برایان بلاو، تحلیلگر گارتنر دراین‌باره می‌گوید: «من تصور می‌کنم در این بازه زمانی برای گوگل وجود یک شبکه اجتماعی صرف اهمیت نداشته باشد اما داشتن یک نقطه اتصال به شبکه‌های اجتماعی مهم است.» بسیاری از ما کمی محتاطانه درباره گوگل‌پلاس صحبت می‌کنیم چون پشت‌ سرش شرکتی به نام گوگل قرار دارد. خود گوگل نیز احتیاجی ندارد اعلام کند «گوگل‌پلاس مرده است». شاید چندین سال بعد، یکی از کارمندان گوگل بتواند رازهای دیگری از داستان گوگل‌پلاس را برملا کند.

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰
دومین خبرنامه سینمایی فریم منتشر شد.
از اینجا می توانید مشاهده کنید.
  • مصطفی ایمانی