دسته‌بندی نشده :: alisetesterblog

alisetesterblog

۳۵ مطلب با موضوع «دسته‌بندی نشده» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰
به گزارش فناوری فرهنگی،آنطور که مسئولان ایران خودرو گفته اند مذاکرات برای تولید سه مدل ۲۰۸، ۳۰۱، ۲۰۰۸ از خودروهای پژو در ایران نهایی شده و با مقایسه مدلهای مورد قرارداد با مدلهای پرفروش پژو در بازارهای جهانی و جای خالی مدل های برتر این شرکت از جمله مدل ۳۰۸ که در سال ۲۰۱۴ خودروی سال اروپا شد، در قرارداد ایران خودرو احساس می شود.
/
پژو ۳۰۱
میزان فروش، سهم بازار و مدلهای ارائه شده در بازار رقابتی فرانسه هر چند که بیش از پیش شرایط فروش و رقابت سنگین خودروسازان بین المللی حتی در موطن خود را روشن می کند، قوانین و شرایط فروش در صحنه بین الملل را نیز نمایش می دهد. در سال ۲۰۱۵ و ۲۰۱۴ رنو کلیو، پژو ۲۰۸ و پژو ۳۰۸ به ترتیب پرفروش ترین خودروهای بازار فرانسه بوده اند. به گزارش خبرآنلاین،در سال ۲۰۱۵ میزان فروش خودرو در فرانسه ۱۹۱۷۲۳۰ دستگاه و در سال ۲۰۱۴ تعداد ۱۷۹۵۹۱۳ دستگاه بوده است . سهم پژو در سال ۲۰۱۴ تعداد ۳۰۵۰۱۵ دستگاه و در سال ۲۰۱۵ تعداد ۳۲۷۳۹۳ دستگاه بوده است که در هر دو سال رتبه دوم فروش را بعد رنو از آن خود کرده است. پرفروشترین مدلهای پژو در سال ۲۰۱۵ در فرانسه به ترتیب عبارتند از پژو ۲۰۸ با فروش ۹۰۳۶۷ دستگاه ، پژو ۳۰۸ با فروش ۷۵۴۷۴ دستگاه ، پژو ۲۰۰۸ با فروش ۶۳۲۰۴ دستگاه و پژو ۳۰۰۸ با فروش ۳۳۶۴۸ دستگاه .
/پژو۲۰۸
پرفروش ترین مدلهای رنو نیز به ترتیب عبارتند از رنو کلیو چهار ، رنو کپچر، رنو ساینتیک و رنو تواینگو. طبق گفته مقامات رنو برنامه ریزی برای تولید مدل کپچر و کلیو در کشور ما صورت پذیرفته و در دستور کار قرار دارد که با توجه به رتبه بالای فروش آنها در فرانسه می توان به کیفیت بالا و فروش قابل توجه آنها در بازار ایران نیز امیدوار بود.
جدول ۱: ۲۰ مدل پرفروش در بازار فرانسه
سال ۲۰۱۵ سال ۲۰۱۴ سال ۲۰۱۳ مدل خودرو رتبه فروش
۱۰۸,۴۰۸ ۱۰۵,۱۸۲ ۱۰۳,۱۷۲ Renault Clio IV ۱
۹۰,۳۶۷ ۸۳,۹۶۵ ۹۰,۴۸۴ Peugeot ۲۰۸ ۲
۷۵,۴۷۴ ۶۰,۸۴۲ ۱۳,۴۰۲ Peugeot ۳۰۸ II ۳
۷۲,۱۹۱ ۶۲,۹۸۵ ۳۹,۶۲۹ Renault Captur ۴
۶۳,۲۰۴ ۵۴,۱۶۱ ۲۸,۰۱۲ Peugeot ۲۰۰۸ ۵
۵۶,۳۸۲ ۵۹,۶۲۷ ۵۳,۳۷۶ Citroen C۳ II ۶
۴۶,۶۶۲ ۴۹,۰۶۸ ۵۰,۹۶۸ Renault Scenic III ۷
۴۵,۳۲۸ - - Renault Twingo III ۸
۴۵,۲۶۴ ۴۴,۳۵۷ ۴۲,۸۴۱ Dacia Sandero ۹
۴۴,۶۰۸ ۴۵,۳۳۹ ۲۳,۴۷۴ Citroen C۴ II Picasso ۱۰
۴۲,۹۹۵ ۴۰,۴۰۷ ۳۹,۰۶۸ Volkswagen Polo ۱۱
۳۹,۲۳۵ ۴۴,۷۹۱ ۴۳,۰۷۰ Renault Megane III ۱۲
۳۴,۵۰۱ ۴۰,۱۶۷ ۲۵,۸۷۹ Dacia Duster ۱۳
۳۳,۶۴۸ ۳۷,۹۷۰ ۳۸,۴۲۷ Peugeot ۳۰۰۸ ۱۴
۳۳,۰۳۷ ۳۷,۱۳۱ ۳۵,۱۴۸ Volkswagen Golf VII ۱۵
۲۹,۲۶۶ ۲۷,۲۳۴ ۲۹,۲۰۷ Toyota Yaris ۱۶
۲۷,۸۲۲ ۳۰,۰۲۴ ۲۸,۳۷۹ Nissan Qashqai ۱۷
۲۵,۱۸۸ ۲۶,۱۵۸ ۳۶,۲۴۴ Citroen C۴ II ۱۸
۲۴,۸۳۹ ۲۴,۹۱۶ ۲۶,۱۱۸ Ford Fiesta ۱۹
۲۲,۹۰۸ ۲۲,۰۹۹ ۱۹,۰۰۶ Fiat ۵۰۰ ۲۰
/پژو۲۰۰۸
جدول ۲: سهم هر یک از خودروسازان فرانسوی و غیر فرانسوی در بازار فرانسه
فروش در ۲۰۱۵ درصد سهم درصد تغییر فروش در ۲۰۱۴
۱,۹۱۷,۲۳۰ ۱۰۰.۰ ۶.۸ ۱,۷۹۵,۹۱۳ کل بازار فرانسه
۱,۰۳۹,۹۰۱ ۵۴.۲ ۴.۶ ۹۹۳,۷۹۳ خودروهای فرانسوی
۸۷۷,۳۲۹ ۴۵.۸ ۹.۴ ۸۰۲,۱۲۰ خودروهای وارداتی به فرانسه
جدول ۳: فروش خودروهای داخلی و وارداتی در بازار فرانسه
فروش در ۲۰۱۵ درصد سهم درصد تغییر فروش در ۲۰۱۴ شرکت خودروساز
۵۵۸,۷۱۵ ۲۹.۱ ۴.۲ ۵۳۶,۱۴۶ PSA گروه
۳۲۷,۳۹۳ ۱۷.۱ ۷.۳ ۳۰۵,۰۱۵ Peugeot
۲۰۱,۰۶۵ ۱۰.۵ ۰.۸ ۱۹۹,۳۸۵ Citroen
۳۰,۲۵۷ ۱.۶ -۴.۷ ۳۱,۷۴۶ DS
۴۷۹,۹۴۵ ۲۵.۰ ۵.۲ ۴۵۶,۴۲۵ RENAULT گروه
۳۸۲,۵۰۴ ۲۰.۰ ۸.۱ ۳۵۳,۹۰۶ Renault
۹۷,۴۴۱ ۵.۱ -۵.۰ ۱۰۲,۵۱۹ Dacia
۲۴۶,۷۱۰ ۱۲.۹ ۳.۹ ۲۳۷,۵۴۴ VW گروه
۱۴۴,۱۰۵ ۷.۵ ۳.۳ ۱۳۹,۵۵۴ Volkswagen
۵۸,۷۳۴ ۳.۱ ۴.۱ ۵۶,۳۹۵ Audi
۲۲,۰۰۹ ۱.۲ ۴.۴ ۲۱,۰۹۰ Seat
۲۱,۷۵۹ ۱.۱ ۶.۶ ۲۰,۴۱۲ Skoda
۸۰,۷۳۰ ۴.۲ ۷.۵ ۷۵,۰۹۰ FORD گروه
۷۶,۲۱۲ ۴.۰ ۸.۵ ۷۰,۲۶۲ TOYOTA گروه
۷۱,۷۵۵ ۳.۷ ۷.۵ ۶۶,۷۷۴ Toyota
۷۶,۰۷۷ ۴.۰ ۱۵.۳ ۶۵,۹۷۳ BMW گروه
۵۳,۵۵۸ ۲.۸ ۱۲.۳ ۴۷,۶۸۲ BMW
۲۲,۵۱۲ ۱.۲ ۲۳.۲ ۱۸,۲۷۸ Mini
۷۵,۲۴۱ ۳.۹ ۹.۵ ۶۸,۷۴۱ NISSAN گروه
۷۴,۱۰۲ ۳.۹ ۸.۹ ۶۸,۰۷۲ Nissan
۷۱,۵۵۸ ۳.۷ ۱۳.۹ ۶۲,۸۳۹ FIAT گروه
۵۴,۴۴۳ ۲.۸ ۱۹.۰ ۴۵,۷۳۸ Fiat
۸,۵۸۵ ۰.۵ xx Jeep
۶,۳۵۳ ۰.۳ -۱۶.۵ ۷,۶۰۸ Alfa Romeo
۱,۴۶۹ ۰,۰۸ -۷۵.۹ ۶,۱۰۵ Lancia
۶۴,۳۲۴ ۳.۴ -۱.۷ ۶۵,۴۴۲ GM گروه
۶۴,۱۷۰ ۳.۴ ۴.۸ ۶۱,۲۴۶ Opel
۱۲۱ ۰.۰ -۹۷.۱ ۴,۱۸۵ Chevrolet
۶۳,۴۸۴ ۳.۳ ۱۹.۱ ۵۳,۲۹۸ MERCEDES گروه
۵۵,۳۷۷ ۲.۹ ۱۲.۷ ۴۹,۱۴۹ Mercedes Benz
۸,۱۰۷ ۰.۴ ۹۵.۴ ۴,۱۴۹ Smart
۵۳,۱۱۴ ۲.۸ ۱۷.۱ ۴۵,۳۵۱ HYUNDAI گروه
۲۹,۱۴۶ ۱.۵ ۳.۴ ۲۸,۱۸۶ Kia
۲۳,۹۶۸ ۱.۳ ۳۹.۶ ۱۷,۱۶۵
منبع:پایش
  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، گوگل بدون شک پربازدیدترین سایتی است که ایرانیان از خدمات آن استفاده می‌کنند. رتبه الکسای گوگل نیز نشان می‌دهد که تقریبا در رتبه نخست بازدید ایرانی‌ها از سایت‌های اینترنتی قرار دارد. ولی در عین حال استفاده از بسیاری خدمات این غول اینترنتی برای ایرانی‌ها ممنوع است. به عنوان مثال بخش توسعه یاDeveloper ،که برای برنامه‌نویسی استفاده می‌شود، از سوی گوگل برای کاربران ایرانی مسدود شده است. همین قضیه راجع به برنامه‌های دیگری در مرکز دانلود Google Play وجود دارد.

گوگل

چندی قبل که هنوز آتشفشان افشاگری‌های ادوارد اسنودن، کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا خاموش نشده بود، بعد از افشای اطلاعاتی در خصوص همکاری‏های مرموز گوگل با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، اعلام شد محصول آیفون شرکت اپل ابزار جاسوسی دولت آمریکا است.
از سوی دیگر چندی پیش بود که رسوایی شنود مقامات ارشد اتحادیه اروپا و در راس آنها شنود مکالمات صدراعظم آلمان جنجال زیادی به پاکرد.
البته این نخستین بار نبود که اروپایی‌ها مورد سواستفاده متحد خود یعنی آمریکایی‏ها قرار می‌گرفتند. از همین رو اروپایی‌ها نگران اهداف شرکت‌های اینترنتی آمریکا همچون گوگل و فیس‌بوک هستند. با این تفاسیر اگرچه اروپایی‌ها انگیزه کافی برای مقابله با موتور جستجوی آمریکایی گوگل را داشته و دارند، اما نهایتا به این نتیجه رسیدند که حتی با صرف هزینه‏‌های هنگفت هم نمی‌توانند موتور جستجویی طراحی کنند که با گوگل برابری کند. در نهایت نیز اتحادیه اروپا تصمیم گرفت راه شکایت و درخواست‌های دادگاهی را برای کم کردن نفوذ غول‌های اینترنتی آمریکا روی اطلاعات کاربران اروپایی پیش بگیرد. در برخی موارد نیز این شرکت‌ها را وادار کرده‌اند تا اطلاعات خود را در خاک کشورهای اروپایی نگه داشته و در مواقع نیاز امکان دسترسی دولت‌های اروپا به اطلاعات آنها را بدهد.

اما در شرق دنیا رهبران سرزمین اژدهای سرخ سیاست دیگری را در مواجهه با نفوذ مجازی آمریکایی‌ها انتخاب کردند. دولت چین در یک نمونه از این تلاش‌ها سعی کرد با موتور جستجوی بومی خود به نام »بایدو« در مقابل گوگل قد علم کند. باید و با توجه به جمعیت این کشور و سرمایه و پشتکاری که دارند تقریبا با موفقیت روبرو شد.

گرگر  یوز پارسی جو

شاید تلاش ایران برای ایجاد موتورهای جستجوی گوناگون داخلی همچون»سلام«، »یوز«، »پارسی‌جو«، »گرگر« و غیره بیشتر به الگوی چین شبیه باشد. ولی آیا ایران با بودجه 170 میلیارد تومانی که برای این موتورها در نظر گرفته و همزمان نیز چندین موتور جست‌جوی دیگر را در دستور کار حمایت قرار داده می‌تواند در مقابل این ابرشرکت‌ها ایستادگی کند؟ آیا روش مقابله با گوگل ایجاد سرویس‏‌های متعدد موتورهای جستجو و رونمایی چندباره از آنها است؟ از این نکته نیز نباید غافل شد که در نهایت هر کاربر ایرانی می‌تواند با یک جست و جوی ساده در موتور جستجوی وطنی و مقایسه آن با نتیجه جست و جو در گوگل اجنبی متوجه تفاوت این سرویس‌ها شود.

النون

در سرویس پست الکترونیکی وضعیت کمی بهتر است. پست‏های الکترونیکی مانند »النون«  توانسته‌‏اند با عوض کردن زمین بازی و به کارگیری سرویس پیامک اپراتورهای مخابراتی داخل کشور، سرویسی قابل توجه و مناسب عرضه کند که مورد استقبال کاربران قرار گیرد. در واقع اولین قدم نوآورانه این پست الکترونیکی در طراحی و ارائه‌ی این سرویس ایمیل، یکپارچه کردن دو سرویس پراستفاده توسط کاربران است: ایمیل و پیام کوتاه (فعلا همان پیامک مخابراتی و در آینده انواع دیگر پیام کوتاه). در واقع النون توانسته است با ارائه سرویسی اضافه‏تر و با ثبات، استقبال عمومی را جلب کند و امیدوار است بتواند در کشورمان یاهو و جی میل را به زانو درآورد.

با این تفاسیر سوال اینجاست که شورای راهبری چه تصمیماتی می‌تواند بگیرد که منجر به رونق‏گیری سرویس‏های اینترنتی داخلی در مقابل سرویس‏های پرتوان غربی شود؟

برای پاسخگویی به این سوال بر آن شدیم تا به نمونه‌ای موفق در این زمینه که اخیراً فضای مجازی کشور ویتنام را تحت تأثیر خود قرار داده است بپردازیم. محصولی که به گواهی آمارهای معتبر توانسته تنها ظرف دو سال، گوگل را در خاک ویتنام زمین‌گیر کند و رتبه‌ی اول بازدیدهای اینترنتی در آن کشور را از آن خود کند. شرکتی نوپا و دانش‌بنیان به نام Coc Coc توانسته

سرویس‌هایی از قبیل موتور جستجو، مرورگر و سامانه مکان‌یابی را با کیفیتی درخور تحسین، به مخاطبان ویتنامی اهدا کند و اعتماد آنان را به خود جلب نماید.

این شرکت چه راهی را در پیش گرفته و چگونه به این موفقیت دست یافته است؟ آیا برای ایجاد این سرویس بومی نیز شورایی راهبردی در کشور ویتنام تشکیل شده و مسئولان دولتی برای آن تعیین تکلیف کرده‌اند؟ ویژگی‌های این سرویس بومی، چه بوده است که مردم یک کشور را قانع کرده تا از این محصول استفاده کنند؟

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰
به نظر می‌رسد تجربه‌ی Coc Coc حاوی پندهای عبرت‌آموزی برای راه‌اندازی خدمات بومی فضای مجازی در کشور باشد:
۱- توجه به قابلیت‌های بومی
4Coc Coc از ابتدا، به دنبال خلق موتور جستجو و مرورگری بوده که زبان ویتنامی را بیش از هر موتور جستجوی دیگری درک کند. زبان ویتنامی پر از پیچیدگی است.
تغییر یک آوا یا علامت کوچک معنای کلمات را به کلی دگرگون می‌کند. یادگیری کامل این زبان برای انسان ها هم مشکل است چه برسد به ماشین ها!Coc Coc  پس از سال ها تحقیق توانسته بر پیچیدگی های زبان ویتنامی فائق آید. علاوه بر این Coc Coc در اپلیکیشن مکان‌یاب خود نیز بر داده‌های مکانی بومی ویتنام تکیه کرده و از این طریق استقبال مخاطبان را به دست آورده است. بنابراین می‌توان گفت که مهمترین مزیت رقابتی Coc Coc استفاده به جا از پتانسیل‌های بومی کشور ویتنام بوده است. آیا ما نیز در کشور می‌توانیم از چنین قابلیت‌هایی استفاده کنیم؟ به طور مثال طراحی موتور جستجویی که قابلیت جستجو به زبان‌ها و گویش‌های محلی ایرانی (آذری،‌ مازنی و ...) را داشته باشد و به عنوان مثال بتواند زبان آذری را به فارسی تبدیل کند، ممکن است مورد استقبال قرار گیرد. این موضوع در سرویس‌های مکان‌یاب هم دارای مصداق است.
۲- توجه به کیفیت
ویکتور لاورنکو، (مدیرعامل Coc Coc) ایده جالبی دارد: »احتیاجی نیست که Coc Coc، صد درصد بهتر از گوگل عمل کند،‌ تنها یک درصد عملکرد بهتر، برای کنار زدن گوگل کافی است!« بلی،‌ این اولین درس است که بدانیم حتی یک درصد بهتر بودن کافی است، اما همین یک درصد پیشی گرفتن از رقبا نیز نیازمند و تلاش و پشتکار فراوان و نوآوری است. مسئولان امر باید توجه کنند که »با کپی‌کاری محض نمی‌توان کسی را راغب به سرویس بومی نمود!«
۳- استفاده از روحیه دین‌دوستی و وطن‌خواهی
هنوز هم بعد از گذشت ۶۰ سال از جنگ ویتنام، اولین نتایجی که موتورهای جستجو به عنوان نتیجه جستجو برای کلمه »ویتنام« نشان می‌دهند،‌ جنگ ویتنام است. جنگی که نشان‌دهنده‌ی روحیه میهن پرستی و بیگانه ستیزی مردم این کشور و ضدیت آن‌ها با استعمار است. محتمل است که اگر در چنین کشوری خدمتی بومی و باکیفیت و نوآورانه به مردم ارائه شود، آن‌ها از صمیم دل به سمت آن گرایش خواهند یافت. البته بهره برداری از این خصوصیت، مشروط بر آین است که با ناآگاهی و ساده انگاری، این نقطه قوت را به ضعف بدل نکنیم.  به عنوان نمونه دو سال پیش و بعد از توهین وبسایت یوتیوب به پیامبر اکرم (ص)، مردم ایران نیز به صورت خودجوش استفاده از گوگل را تحریم کردند، به طوری که گوگل برای مدتی به رتبه دوم پربازدیدترین وبسایت‌های کشور سقوط کرد. اما به محض آن که دولت اقدام به فیلتر نمودن گوگل کرد، گوگل دوباره به رتبه اول وبسایت‌های پربازدید کشور بازگشت!
۴- فتح سنگر به سنگر و پرهیز از اقدامات دفعی و عجولانه
دولت ویتنام نیز به دلیل پاره‌ای از مسائل فرهنگی، دسترسی به برخی شبکه‌های اجتماعی غربی (نظیر فیس‌بوک) را محدود کرده است. اما مرورگر Coc Coc به کاربر این اجازه را می‌دهد که این محدودیت‌ها را دور بزند و همین موضوع نیز یکی از دلایل افزایش کاربران این سرویس‌دهنده‌ی بومی بوده است. به عبارت دیگر دولت ویتنام با علم به اینکه »چرخش اطلاعات در داخل کشور و قدرت گرفتن سرویس‌دهندگان بومی در مقابل رقبای غربی« هدف اصلی و اساسی است، پذیرفته که در مقابل تحقق این هدف،‌ از بخشی از اهداف خود (مانند عدم دسترسی به فیس‌بوک) چشم‌پوشی کند. اگرچه به نظر می‌رسد، ویتنام برای شکست‌دادن شبکه‌های اجتماعی غربی نیز، برنامه‌هایی دارد که به تدریج شاهد نتایج آن خواهیم بود.


coccoc

۵- تنظیم مقررات شفاف و صحیح
قوانین تنظیم مقررات در ویتنام اگر چه تاحدی سختگیرانه است، اما شفاف و روشن است و نمونه‌هایی از آن را می‌توان بر روی سایت وزارت اطلاعات و ارتباطات این کشور موجود است. وجود قوانین و مقررات شفاف، اطلاع‌رسانی عمومی در رابطه با این قوانین و محترم دانستن حقوق افراد در فضای مجازی و تصریح به آن در قوانین، باعث شده که شرکت‌های خصوصی داخلی و سرمایه‌گذاران خارجی، راغب به حضور در عرصه‌ی فضای مجازی این کشور و توسعه سرویس‌های بومی گردند.
۶- فراهم کردن زیرساخت‌های فنی، نیروی انسانی و مالی
فراهم کردن سرویس‌های بومی فراگیر، کاری نیست که بتوان یک‌شبه آن را انجام داد. چنین
سرویس‌هایی علاوه بر نیروی انسانی کارآمد از نظر فنی، آگاهی کامل از کسب و کار و مدل‌های
درآمدزایی و سرمایه‌گذاری مناسب، نیازمند زیرساخت‌های فنی و عملیاتی خاص خود نیز هستند. به
عنوان مثال ویتنام دارای زیرساخت محتوا رسان (CDN)  و نیز IXP است که به گردش سریع،
باکیفیت و ارزان اطلاعات در داخل این کشور، کمک می‌کنند. همچنین Coc Coc توانسته با
ایجاد جذابیت، نیروی انسانی مستعد را از داخل و خارج کشور به خدمت بگیرد.
علاوه بر اینها Coc Coc با علم به اینکه راه‌اندازی سرویس‌های اینترنتی بومی، جزو فناوریهای
 سطح بالا و استراتژیک محسوب شده و نیازمند سرمایه‌گذاری فراوان است، تا کنون 15
میلیون دلار سرمایه‌ جذب کرده و طبق برنامه‌ریزی انجام شده، طی ۱۰ سال آینده، این سرمایه‌گذاری
را تا ۱۰۰ میلیون دلار افزایش خواهد داد.
 
۷- میدان دادن به بخش خصوصی
تجربه‌ی چندین و چندباره‌ی کشور نشان داده است که  تصدی‌گری دولت‌ها در ایجاد سرویس‌های بومی و یا حتی ایجاد این سرویس‌ها با حمایت‌های دولتی، نمی‌تواند راه به جایی ببرد. بلکه دولت‌ها باید نقش خود را به عنوان سیاست‌گذار،‌ تسهیل‌کننده و فراهم‌کننده زیرساخت‌های فنی و قانونی تعریف کنند و فضا را برای فعالیت شرکت‌های باانگیزه در بخش خصوصی فراهم آورند.
۸- استفاده از دانش و تجربه شرکت‌های موفق خارجی
راه‌اندازی سرویس‌های کاربرپسند و تجاری در کشور، نیازمند دانش و تجربه‌ای یکپارچه در حوزه‌های تجاری،‌ برخورد با مشتریان، تدوین مدل کسب و کار و استراتژی است. اگرچه در کشور ما نیز پتانسیل‌های فراوانی در این حوزه‌ها وجود دارد اما به نظر می‌رسد استفاده از توان بالقوه‌ی شرکای خارجی (تحت تدابیر امنیتی و حقوقی روشن و اثربخش) نیز در این حوزه قابل تجویز باشد. چنین تجربه‌ای در کشور ما نیز مسبوق به سابقه است؛ آنجا که ورود اپراتور دوم تلفن همراه به کشور باعث ایجاد تحول در بازار و ارتقاء کیفیت ارائه خدمات به کاربران گردید. Coc Coc‌ در ویتنام نیز از چنین تجربه‌ای بهره گرفته و توانسته تنها در طی دو سال، بازار جستجوی محلی را از چنگ سرویس‌دهنده‌های غیر بومی دربیاورد.
۹- شکست دادن سرویس‌های غربی در کوتاه‌مدت هم ممکن است!
تجربه موفق Coc Coc نشان می‌دهد که نه تنها سرویس‌های بومی می‌توانند سرویس‌های غربی را شکست دهند بلکه -برخلاف تصور برخی- این کار می‌تواند در کوتاه‌مدت (حتی در بازه‌ای دو ساله!) هم امکان پذیر شود. مشروط بر اینکه بصورت اصولی و حرفه‌ای (و نه به صورت شعاری و ابتدایی) به فعالیت در این حوزه پرداخته شود.
  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش فنافر، چندی پیش مقام معظم رهبری در دیدار با دانشجویان در ارتباط با موارد مختلف و جامعی صحبت کردند که در این میان حیطه هنر نیز مورد توجه ایشان بوده است خصوصاً هنر نمایش که این روزها در بیماری شدیدی به سر می برد. قطعاً نقطه نظرات رهبری می‌تواند برای مدیران و هنرمندان بیش از پیش تبیین کند که در چه مسیری باید حرکت کرد و یا در چه جایگاهی قرار داریم. ایشان در صحبت های شان به بخش هایی اشاره داشتند که باید با تامل بیشتری به آن ها توجه داشت. رهبری در صحبت های شان به تاثیر گذاری این هنر اشاره داشتند و خواستار نمایش مفاهیم اسلامی در تئاتر شدند ایشان گفتند: «گروه‌های هنرمند بنشینند واقعاً مفاهیم حقیقی اسلامی را بیان کنند»    

در واقع این که تئاتر هنر وارداتی است و یا از ابتدا در کشور ما وجود داشته است مبحث خود را می طلبد اما مهم آن است که امروز چه شکلی از تئاتر در ایران اسلامی نمایش داده می شود و چه تاثیری بر مخاطبین خود دارد؟ مقام معظم رهبری همواره طی جلسات مختلف با هنرمندان و مدیران فرهنگی دغدغه های خود نسبت به فضای فرهنگی و هنری کشور را ابراز داشته اند. تا جایی که در سال های گذشته شاهد بودیم که ایشان در نامگذاری سال جدید به موارد فرهنگی تاکید خود را مبنی بر توجه میران به فرهنگ و هنر ابراز داشته اند.

از آنجایی که ایشان در دیدار با دانشجویان در مورد فضای تئاتر صحبت کرده اند نشان از آن دارد که این هنر از نظر ایشان با ارزش و دارای جایگاه بوده است و در جایی از صحبت هایشان به تاثیر گذاری این هنر نیز اشاره داشتند و اظهار کردند: « سالها پیش -شاید بیست سال پیش- یک تئاتری اجرا کردند برای ما، مربوط به حضرت ایّوب پیغمبر که طول هم کشید؛ یک ساعت، دو ساعت، طول کشید. بعد که تمام شد، من به آن کارگردان گفتم که من داستان ایّوب را در قرآن، شاید صدبار یا صدها بار تا حالا خوانده‌ام امّا این فهمی را که امشب از ماجرای ایّوب از تئاتر تو فهمیدم، در این مدّت از خواندن قرآن، این فهم را پیدا نکرده بودم. این چیز کمی است؟»

مقام معظم رهبری در پی این تاثیر گذاری در میان دانشجویان جوان به وجه دیگری از شرایط تئاتر انتقاد وارد کردند و گفتند: « متأسّفانه در محیط هنری ما، تئاتر از اوّل هم بد متولّد شده. یعنی تئاتر ما، یا تئاتر لغو بیهوده مثل روحوضی‌های مثلاً این‌جوری بوده، یا تئاتر اعتراضیِ بی‌جهت یعنی بدون سمت‌وسوی درست‌وحسابی بوده؛» ایشان با اعتراض مخالفتی نکردند بلکه به نوع و شیوه این اعتراض ها انتقاد داشتند. در واقع مخاطبین تئاتر اگر طی مدتی مدام به دیدن نمایش های در حال اجرا بروند شاهد آن خواهند بود که کارگردان و نویسنده تلاش دارد با طعنه به شرایطی خاص همچون فتنه و یا شوخی های غیر اخلاقی و جنسیتی موقعیت خود را برای دیده شدن فراهم آورد دارد و اغلب برای تیکه پرانی ها و یا دور شدن تماشاگر از کسالت ناشی از اجرای شان به زدن حرف‌های رکیک پناه می آورند تا بلکه خنده‌ای تلخ را از مخاطب دریافت کنند.

چند وقتی است در صحنه تئاتر شاهد اجرای نمایش‌هایی هستیم که نمی توانند در جذب مخاطب موفق عمل کنند. این نمایش ها تنها برای ارضاء شخصی تولیدکنندگانش به روی صحنه رفته‌ است و یا این که قرار است خالقین آثار در میان دوستان خود با افتخار اعلام کنند که ما همچنان تئاتر کار می کنیم. از طرفی اسفناک‌تر این است که افرادی ضربه‌های ناامید کننده‌ای را با اجرای نمایش‌های ضعیف و بی مایه که در ژست روشنفکری فرو رفته اند بر تفکر مخاطب وارد می‌کنند که با توجه به ادعایی که از جانب آن‌ها شاهد هستیم همخوانی ندارد.

این که چرا شرایط تئاتر به چنین سمتی رفته است و افراد نامدار و شناخته شده که همچنان جوان‌ترها به دلیل اسم و رسم آنها روانه سالن های تئاتر می شوند باید در چنین فضاهای ضعیفی کار کنند به شدت جای سوال و آسیب شناسی دارد که متاسفانه این حوزه یکی از اصلی ترین حلقه های مغفول مانده در عرصه هنرهای نمایشی است.

*عده‌ای که برای دیده شدن غرق می‌شوند

البته متأسفانه این روزها به نظر رسم شده است که برخی برای اینکه روشنفکری خود یا فکر روشن شان را در عرصه تئاتر به نمایش بگذارند ساز مخالف بزنند. در حقیقت این افراد موزیسین هایی در تئاترند که استاد ضد ریتم هستند. این تفکر که اگر در جریان مخالف آب شنا کنی بیشتر دیده می‌شوی یا این که اگر هم شناگر ماهری نیستی بهتر است برای دیده شدن ترجیحاً غرق شوی، در وجود بسیاری رخنه کرده است تا ماندگار بمانند. این افراد همان هایی هستند که در نمایش های شان برای مطرح شدن و جلب توجه عده‌ای با افکار مخدوش که خود را صاحبان اصلی تئاتر می‌دانند طعنه به جریان هایی خاص و مخالف همچون فتنه 88 می‌زنند و در واقع آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.

*غفلت مدیران به نفع افراد ضد فرهنگ

کارگردان نمایش خوب «فهرست» که در میان اوضاع تئاتر جزو معدود آثار قابل بحث است. چندی پیش از فریاد صحبت کرد، فریادی‌هایی که طرف‌ مقابلش را به گفتگو دعوت می‌کرد. چگونه با فریاد شرایط گفتگو فراهم می شود؟! چگونه در لابه لای حرف هایی که خط قرمز نظام را در نظر گرفته نشده و حمایت از جریان های غیر متعارف دیده می‌شود می توان به گفت‌وگو نشست؟! او همواره چون گذشته تنها حاشیه ساز بوده است. در سالن اصلی تئاتر شهر کارگردانی نمایشی را به روی صحنه می برد که نه تنها ضعیف است بلکه در کمتر بخشهایی از آن، اثری از هنر نمایش وجود دارد. او تنها به واسطه نامش سالن اصلی تئاتر شهر را اشغال کرده است. در این نمایش  و نمایش های دیگری که در میان غفلت مدیران فرهنگی به روی صحنه می روند شاهد الفاظ رکیک و دور از اخلاقی هستیم که نشستن در سالن را برای خانواد‌ه‌های مومن و مقید مقدور نمی‌سازد. غفلت مدیران باعث شده که کارگردانی هایی از نام شان استفاده کنند و هرچه می‌خواهند بگویند و یا این که هر نمایشی را به روی صحنه ببرند. غفلتی که به نفع افراد ضد فرهنگ تمام شده است.

*آیا تئاتر ملک شخصی‌ فردی است که به هر شکلی افاضه‌ای نظر می‌کنند؟

باید این سوال را از کارگردان‌هایی از این دست پرسید که چرا واقعاً گمان می کنند تئاتر ملک شخصی خودشان است؟! چرا فکر می کنند هر افاضه ای که دارند بیننده باید به آن به چشم یک اثر هنری بنگرد و به سختی از درون آن نمایش، مفهوم پوچ نشأت گرفته از ذهن مخدوش و ضد فرهنگ کارگردان را بفهمد و در نهایت به روی پا بایستد و برای خالق مقلد آن اثر کف بزند. در نهایت هم اگر با گنگی و گیجی، مخاطب ابراز کند که، این چه نمایشی بود؟! یا اینکه بگوید: «من از آن چیزی نفهمیدم،» تنها به کوتاه فکری محکوم می شود و البته بی سوادی.

*هنرمند نماهایی که که باید پنبه از گوش دربیاورند و پرده از چشم بردارند/ مردم هنر انقلاب را می‌خواهند

منتقدان این آثار اگر با معیار دین و اخلاق آن ها را به نقد بکشانند از همان ابتدا گوش‌های شان پر از پنبه می‌شود چرا که از نظر آن ها منتقدی با این معیار از هنر، زیبایی شناسی و خلق اثر هنری دریافتی ندارد. این جا است که باید گفت آن پنبه ها را از گوش ها در بیاورید. این جامعه شبه هنری است که باید پنبه ها را از گوش در بیاورند و پرده را از چشم بردارند تا بدانند که این مردم هنری انقلابی را خواستارند. هنری که نشان از شرایط بومی خود را داشته باشد نه آن که تلاش کند خود را در کنار هنر غربی مطرح سازد.

کدام مردم مخاطبین تئاتر هستند؟!

البته این تعداد اندک هستند که فضای تئاتر را در اختیار خود می‌دانند و ادعا دارند که تئاتر مخاطب ندارد و در شرایطی که آثارشان مخاطب ندارد طلب سالن می‌کنند که البته این خود خواسته به حقی است اما برای کدام تماشاگر؟! تماشاگر محدودی که که برای شما کف می‌زنند یا انبوه تماشاگرانی که پای ضعیف ترین کارهای مذهبی ایستاده اند؟ کدام از این ها مردم و مخاطبین تئاتر هستند؟
اسامی بزرگ در تئاتر تا آنجایی پیش رفته اند و توانسته اند در میان مخاطب نفوذ کنند و به غلط و اشتباه تبدیل به تابو شوند که بیننده با خود می گوید: اگر من از این نمایش چیزی نفهمیدم حتماً به دلیل سواد کم من است وگرنه این کارگردان قطعاً حرف‌هایی زده است که من نفهمیدم. هجمه انتقادها در برابر هرگونه انتقادی از این کارگردان ها آنقدر شدت دارد که بیننده و یا منتقد ترجیح می دهد حرفی نزد تا به یک فرد دم دستی و مخالف محکوم نشود.

*در کدام نمایش انسان انسان را حس ‌می‌کند؟/ مجوز حضور نمایش های به دور از اخلاق زیر امضاء مدیران

مقام معظم رهبری در جایی دیگر از صحبت های شان در دیدار با دانشجویان گفتند: « تئاتر یعنی بازیگری جلو چشم بیننده در صحنه. برخلاف سینما، برخلاف فیلم که فقط روی پرده شما یک چیزی را می‌بینید، اینجا در تئاتر، انسانْ انسانها را حس میکند، حرفشان را از زبان خودشان می‌شنود.» در کدام یک از این نمایش‌ها انسان، انسان را حس می‌کند؟ البته که مدیران فرهنگی برای پاسخ دادن به این سوال باید پیشگام باشند چرا که مجوز حضور نمایش هایی که از استاندارد های اخلاقی و نمایشی دور هستند توسط آن ها صادر شده است.

متاسفانه دردآور این است که این افراد تئاتر را زمین شخصی برای عرض اندام استفراغ های روشنفکرانه خود می‌دانند. هر چه بیشتر به نوعی حرف بزنند که کسی متوجه نشود یعنی آنها افراد عمیق تری هستند. صحنه نمایش و فضای تئاتر ارثیه شخصی هیچ فردی نیست که هر گونه که به نظرشان درست است افکار مخدوش و ضد فرهنگ خود را بالا بیاورد و به گونه ای رفتار کنند که هیچ فردی وارد فضای نقد نشود.

*عده‌ای که به اشتباه فکر می‌کنند تئاتر حتماً زبان ابهام و راز آلود است

مقام معظم رهبری در جایی دیگر نیز در این دیدار در ارتباط با هنر نمایش و اجرای نمایش هایی که در ظاهر نشان از حرف های خاص، شبه روشنفکر و ابهام دارند گفتند: «خیال می‌کنند که تئاتر حتماً بایستی زبان ابهام و سمبلیک و رازآلود داشته باشد که چنین چیزی نیست.».  این هم جزو واضح‌ترین مسائلی است که می توان به آن اشاره داشت. برخی از کارگردان های امروز تئاتر بدیهی ترین مسائل را تشخیص نمی‌دهند. آنها تنها به دنبال خاص بودن هستند و با نگاه خوش بینانه اگر به دنبال تجربه هم هستند باید گفت صحنه های عمومی جایی برای امتحان پس دادن نیست.تئاتر برای همه است و سال ها است که همین افراد شعار «تئاتر برای همه» را با نمایش هایی که مثلاً قرار است رازآلود و خاص باشد زمین گذاشته اند. به حق که درست است تئاتر حتماً زبان ابهام و سمبلیک و رازآلود نیست و ذکر این نکته نباید برای فرصت طلبان به مفهوم نمایش‌های سطحی برداشت شود.

فارس

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

به گزارش فنافر به نقل از ترجمان، نباید نقش آدم‌های معروف را در انتخاب اولویت‌ها دست‌کم گرفت. به همین دلیل است که تبلیغ‌کنندگان میلیون‌ها دلار پول به آن‌ها می‌دهند تا محصول خود را به فروش برسانند. آدم‌های معروف به عنوان یکی از منابع مهم و مؤثر چرندیات شبه‌دانشمندانه، قابلیت این را دارند که همهٔ ما را جادو کنند. رواج نوشیدنی‌ها، سم‌زدایی، رژیم‌های ترک اعتیاد، برنامه‌های نرمشی عجیب‌وغریب و یک عالمه محصولات و تمرین‌های زیبایی و ضدپیری همه و همه مستقیماً با تأیید آدم‌های معروف مرتبط است. فرهنگ شهرت چیزی فرا‌تر از علاقه به آدم‌های مشهور است؛ انعکاسی از ارزش‌های جمعی ما و نمایش رابطهٔ پیچیدهٔ میان انتظارات اجتماعی و واقعیت‌های اجتماعی-اقتصادی.

سلبریتی‌ها به چه درد می‌خورند؟

«لعنتی، نباید این همه می‌خوابیدم»! طول صف را که می‌بینم، این اولین چیزی است که به ذهنم می‌رسد، ‌صفی به عرض یک واگن باری و طول یک باربر هواپیما. صبح زود است و هوا سرد. بسیاری از هم‌صف‌هایم پتو و آذوقه‌ای دارند که دارد آرام‌آرام کم می‌شود. معلوم است از خیلی وقت پیش اینجایند.

آدم‌های توی صف سه دسته‌اند: نوجوان، جوان‌ها و والدین. البته دستهٔ آخر بسیار کمتر از دیگران هستند و اگر باشند به یکی از دو گروه اول منتسب‌اند. این باعث می‌شود من گاو پیشانی‌سفید جمع باشم. تا جایی که می‌دانم، تنها مرد میانسال مستقل اینجا هستم. سعی می‌کنم مطمئن و هدفمند به نظر برسم، طوری که انگار به دلیل مهم و خاصی اینجا آمده‌ام اما مطمئنم از قیافه‌ام معلوم است که مال اینجا نیستم.

توی صف منتظر آزمون صدای آمریکن آیدُل [۲]، ایستاده‌ایم.

زنی جوان با لبخندی دوستانه می‌پرسد: «اینجا چی کار می‌کنی؟»

لباسی پوشیده که آدم فکر می‌کند در سال ۱۹۸۷ است و او همین الان از یکی از فیلم‌های گروه موسیقی ماتلی کرو [۳] بیرون آمده.

می‌خواهم بگویم «احمق شدم» اما دوپهلو جواب می‌دهم که «خودم هم نمی‌دونم.»

از زن که با اسم مستعار بامزهٔ شکسپیر ساندِی [۴] این طرف و آن طرف می‌رود، می‌پرسم «اهداف شما چیست؟»

پاسخ می‌دهد: «من می‌خوام برسم و اینجا واسه شروع خوبه. آمریکن آیدُل یه ستارهٔ راک می‌خواد!» همهٔ آدم‌هایی که صدای او به گوششان خورده است، دستشان را بالا می‌آورند و فریاد می‌زنند «هورااا!» انگار این گروه آدم‌های غریبه این لحظه را بار‌ها با هم تمرین کرده‌اند و بعد همه مچ‌ها یا کف دست‌ها را محکم به هم می‌زنند که یعنی موفق باشی.

خانم ساندی گوشی همراهش را دست من می‌دهد و دعوت می‌کند که به ضبط اثرش گوش بدهم، خیلی بهتر از آن چیزی است که انتظار داشتم- البته درست نمی‌دانم چه انتظاری داشتم. قبل از اینکه ترانه تمام شود، خانم ساندی (من نمی‌تونم بهش بگم شکسپیر) متوجه هیاهویی در انتهای صف می‌شود و ناگهان مرا‌‌ رها می‌کند. راهش را باز می‌کند و به کنار صف می‌رود و به سمتشان حرکت می‌کند تا برسد دستی هم به سرورویش می‌کشد. خانم ساندی یک دوربین تلویزیونی شکار کرده است.

مردی با یک میکروفون در حال مصاحبه با افراد توی صف است، می‌پرسد اهل کجایند و چه نکتهٔ خاصی دارند و البته اینکه فکر می‌کنند برندهٔ بعدی آمریکن آیدُل باشند یا نه. همین طور که فیلم‌بردار در مسیر صف حرکت می‌کند، موجی از دست کشیدن به سر و رو و ژست گرفتن همراه آن به راه می‌افتد. معیار گزینش مصاحبه‌شوندگان مشخص است: کسانی انتخاب می‌شوند که جذاب‌اند و/یا چیز خاصی در ظاهرشان وجود دارد. دوست جدیدم، خانم ساندی هم جزء برگزیده‌هاست.

من (دست‌کم در حال حاضر) خواننده نیستم و برنامه‌ای برای خوانندگی ندارم. صدایم افتضاح است. خوشبختانه، آینده‌ام به صدایم بستگی ندارد. یک استاد دانشگاهم که بیست سال گذشته را صرف تحقیق و نوشتن دربارهٔ مفاهیم سیاست‌های کلی سلامت کرده‌ام، چیزهایی مانند ژنتیک، سلول‌های بنیادی، چاقی، تحول سلامت و پزشکیِ اختصاصی [۵].

پس اینجا چه می‌کنم؟ می‌خواهم تا حد امکان از نزدیک مفهوم شهرت را بشناسم. هیچ چیزی بهتر از آمریکن آیدُل نشانگر فرهنگ شهرت نیست.

طی چند دههٔ اخیر، سلطهٔ فرهنگ شهرت در جامعهٔ ما افزایش یافته است. بله آدم‌های معروف در بیشتر طول تاریخ بشر بخشی از نمای فرهنگی بوده‌اند. اسکندر کبیر باشد یا لُرد بایرون فرقی نمی‌کند، مردم همیشه شیفتهٔ آدم‌های مشهورند؛ اما نقش فرهنگ شهرت هرگز به این میزان و در جهات متنوع، برجسته نبوده است. این فرهنگ شهرت روی تصمیمات فردی مراقبت و سلامت تأثیر بسزایی دارد، یعنی روی کارهایی که انجام می‌دهیم تا سالم بمانیم و دیدگاه‌هایی که نسبت به جسم خود، به کالاهایی که می‌خواهیم در تصرف داشته باشیم و یا به آرزوهای شغلی آینده‌مان داریم. دوست داشته باشیم یا نه ‌فرهنگ شهرت تأثیر عمیقی بر جهان ما دارد و چارچوب فکر ما دربارهٔ مسائل مهم را می‌سازد و حتی بر دید ما نسبت به جایگاه خودمان در جهان تأثیرگذار است.

فرهنگ شهرت اغلب به کندکردن روابط اجتماعی متهم می‌شود اما کمتر از این سخن به میان می‌آید که این فرهنگ منبع اطلاعات غلط است. در واقع، آدم‌های معروف به عنوان یکی از منابع مهم و مؤثر چرندیات شبه‌دانشمندانه پدیدار شده‌اند. این فرهنگ، نمای فرهنگی ما را با نکاتی پر می‌کند که دامنهٔ آن‌ها متنوع است. از نکاتی کاملاً بی‌معنی که اغلب مورد تمسخر واقع می‌شوند تا آن‌هایی که کشش اجتماعی زیاد دارند و در بازار مورد تحسین واقع می‌شوند. رواج نوشیدنی‌ها، سم‌زدایی، رژیم‌های ترک اعتیاد، برنامه‌های نرمشی عجیب‌ و غریب و یک عالم محصولات و تمرین‌های زیبایی و ضدپیری را می‌توان مستقیماً به تأیید آدم‌های معروف مرتبط دانست.

شاید دیدن مسائل سلامت از پشت عینک فرهنگ شهرت، بی‌معنی به نظر آید؛ اما نباید نقشی را که آدم‌های معروف می‌توانند در اولویت‌ها و نظرات ما داشته باشند دست‌کم گرفت- به همین دلیل است که تبلیغ‌کنندگان میلیون‌ها دلار پول به آن‌ها می‌دهند تا محصول خود را به فروش برسانند. مثال‌های خاص فراوان‌اند. آنجلیا جولی اظهار کرد که آزمایش ژنتیک، تصمیم او برای جراحی سینه‌هایش به منظور پیشگیری از سرطان را تسریع کرد، این کار او موجب شد که به سرعت تقاضا برای آزمایش ژنتیک و همچنین جراحی سینهٔ به منظور پیشگیری از سرطان افزایش یابد. اظهارنظرهای ناآگاهانهٔ برخی آدم‌های معروف (به‌ویژه توسط جنی مک‌کارتی [۶]) در خصوص خطرات واکسیناسیون به طرز نامطلوبی منجر به رشد گفتگوی عمومی در خصوص ارزش‌های واکسیناسیون شد.

من خودم برنامهٔ سم‌زدایی «کلین کلنز» [۷] و گوینت پالترو [۸] را امتحان کرده‌ام- کی دلش نمی‌خواهد «پاک و شاد و سبک» باشد؟ طی ۲۱ روز توانستم از غربالی شامل آب‌میوه‌ها، مکمل‌ها، یک رژیم به‌شدت محدود و پرهیز از مصرف کافئین رد شوم. بعد از این کار‌ها اصلاً احساس پاکی نمی‌کردم: بلکه بدخلق شده بودم؛ و شادی‌ام فقط از این جهت بود که برنامه تمام شده. البته احساس سبکی داشتم- در طول سه هفته سه کیلو کم کردم. گرسنگی اثر خودش را دارد.

اما شواهد لازم برای اثبات اینکه محصولات و رژیم‌های صنعت سم‌زدایی می‌توانند به زدودن سموم، انگل‌ها یا رفتارهای بد کمک کنند و برای سلامت انسان مفید باشند، در دست نیست. من حتی در طول و بعد از سم‌زدایی آزمایش مدفوع هم دادم. این برنامه در ترکیب باکتریایی نمونه‌ام تغییری ایجاد نکرده بود که کارن مدسن [۹]، استاد مطالعات بیماری‌های معده و روده در دانشگاه آلبرتا گفت «اتفاق خوبی است.»

البته تأثیر فرهنگ شهرت بسیار فرا‌تر از محدودهٔ سلامت و زیبایی است. مردم مشهور شدن یا رسیدن به سبک زندگی آدم‌های معروف را هدفی منطقی و قابل دستیابی برای خود می‌دانند. حتی باراک اوباما [۱۰] هم در خصوص این روند اظهار نظر کرده است. در مصاحبه‌ای در ۲۰۱۳ او گفته که مواجههٔ دائم با «سبک زندگی افراد مشهور و ثروتمند» نوعی «تحول فرهنگی» را در پی داشته. اوباما گفت، ‌در گذشته، «بچه‌ها هر روز بررسی نمی‌کردند که کیم کارداشیان [۱۱] چه پوشیده یا کانیه وست [۱۲] تعطیلات کجا می‌رود و این‌ها را نشانه‌های موفقیت نمی‌دانستند.»

آدم‌های معروف قابلیت این را دارند که همهٔ ما را جادو کنند. برنامه‌هایی مانند آمریکن آیدُل بر این شیفتگی می‌افزایند: در واقع، ‌ مشهورشدن جایزهٔ پنهان حضور در این برنامه است- و همچنین تلاش من برای گوش دادن به موسیقی‌ها در اینجا.

یکی از کارکنان برنامه که گوشی روی گوشش گذاشته روی شانه‌ام می‌زند و می‌گوید: «ببخشید، ولی شما واسه اینجا نیستین.»

فرهنگ شهرت چیزی فرا‌تر از علاقه به آدم‌های مشهور است. انعکاسی است از ارزش‌های جمعی ما و نمایش رابطهٔ پیچیدهٔ میان انتظارات اجتماعی و واقعیت‌های اجتماعی-اقتصادی. جامعه‌شناسی به نام کارن استرنهایمر [۱۳] در فرهنگ شهرت و رؤیای آمریکایی [۱۴] (روتلج، ۲۰۱۱) می‌نویسد: «به جز تفاوت‌های ساده و سطحی، آوازه و شهرت نمایش‌های واحدی از حس تحرک اجتماعی آمریکایی ما هستند: این توهم را ایجاد می‌کنند که رسیدن به ثروت مادی برای هر کسی ممکن است... انگار آدم‌های معروف شواهد لازم را ارایه می‌کنند و نشان می‌دهند که رؤیای آمریکاییِ رسیدن از کوخ به کاخ، واقعی و تحقق‌پذیر است.»

این چیزی فرا‌تر از تفکر صرف دانشگاهی است. اعتقاد به توهم آدم‌های معروف می‌تواند روی انتخاب‌های زندگی ما تأثیری ملموس داشته باشد. برای نمونه، در مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۲ روی بازیکنان فوتبال دانشگاه‌های ایالات متحده به این یافته دست یافتند که ۸۴ درصد از بازیکنان آفریقایی-آمریکایی انتظار داشتند به عنوان ورزشکار حرفه‌ای مشغول به کار شوند و ۴۰ درصد آن‌ها معتقد بودند که ورزش بهترین مسیر برای کسب موفقیت اقتصادی است. همچنین محققان دریافتند که بازیکنانی که چنین اعتقاداتی داشتند در نسبت با کسانی که رفتارهای کمتر ایده‌آل داشتند، با احتمال بیشتری به ترک یا تعلیق تحصیلات دانشگاهی خود می‌پرداختند.

چنین یافته‌هایی چندان تعجب‌برانگیز نیستند اما یأس آورند. شانس موفقیت در هر نوع شغل مبتنی بر شهرت چیزی در حدود صفر است و اگر یک نفر بتواند موفق شود، رسیدن به این هدف احتمالاً نمی‌تواند ثروت بلندمدت یا از آن مهم‌تر شادی و سلامتی‌ای را که انتظار می‌رفت برآورده کند. پس ماجرا چیست؟ چرا این قدر برای شهرت سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟

کشورهایی که بیشتر درگیر فرهنگ شهرت هستند (ایالات متحده، بریتانیا و کرهٔ جنوبی) امتیاز بالایی را در میزان شادی جمعیتشان ندارند. براساس گزارش شادی جهانی [۱۵] در سال ۲۰۱۳، مطالعه‌ای که برای سازمان ملل متحد انجام شد، شاد‌ترین کشورهای جهان دانمارک، نروژ و سوئیس هستند.

کانادا رتبهٔ ششم را دارد. ایالات متحده و بریتانیا، دو کشوری که هر دو بخش قابل توجهی از فرهنگ شهرت را ایجاد و مصرف می‌کنند به ترتیب، رتبه‌های هفدهم و بیست‌ودوم را کسب کردند. وقتی موضوع تحرک اجتماعی به میان می‌آید، همین کشورهای عاشق شهرت آمار وحشتناکی دارند. در میان ۳۴ ملت عضو کنوانسیون سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، بریتانیا رتبهٔ آخر و ایالات متحده رتبهٔ سوم از آخر را دارند؛ به عبارت دیگر، در این کشور‌ها، بالا رفتن از نردبان اجتماعی-اقتصادی تقریباً غیرممکن است. اگر در فقر متولد شده‌اید، احتمالاً تا پایان عمر‌‌ همان طور می‌مانید. اگر بچه‌ای از طبقهٔ متوسط هستید، به احتمال زیاد در بزرگسالی نیز متوسط خواهید بود. بچه‌های شما هم همین طور. (راستی کدام کشور بالا‌ترین میزان تحرک اجتماعی را دارد؟ دانمارک شاد.)

بهترین راه برای تضمین تحرک اجتماعی روبه‌پیشرفت چیست؟ تحصیل. در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۲ توسط [موسسه‌ی افکار سنجی] پیو چریتبل تراستس [۱۶] با عنوان «به دنبال رؤیای آمریکایی: تحرک اقتصادی میان نسل‌ها» [۱۷] این نتیجه حاصل شد که «یک مدرک دانشگاهی چهارساله، تحرک از کف به سمت بالا را افزایش می‌دهد و از تحرک از سطح متوسط و بالا به سمت پایین جلوگیری می‌کند.» آرین کوریر [۱۸]، مدیر پروژهٔ تحرک اقتصادی پیو، ‌ادعا می‌کند که تحصیلات «نه تنها به تحرک بیشتر، بلکه به فرصت‌های شغلی بهتر می‌انجامد.» مطالعات زیادی از جمله برنامهٔ منظم OECD برای ارزشیابی دانشجویان بین‌المللی، به نتایج هماهنگی رسیده‌اند که نظام‌های آموزشی آمریکا و بریتانیا در مقایسه با نظام‌های سایر ملت‌های پیشرفته رتبهٔ مطلوبی ندارند.

آیا این اتفاقی است که کشورهایی که در خصوص تحرک اجتماعی، شادی و تحصیلات عملکرد نسبتاً ضعیفی دارند، ‌فرهنگ شهرت و ذهنیت رسیدن به ستاره‌ها را در خود می‌پرورانند؟ شاید؛ اما به نظر می‌آید نتوان انکار کرد که هم‌گرایی الگوهای اجتماعی-اقتصادی (مثلاً تحرک اجتماعی ضعیف) و فنی (مثلاً رسانه‌های اجتماعی) با زمینه‌ها و تمایلات روان‌شناختی و اجتماعی، شرایط ایده‌آل برای رشد فرهنگ شهرت را فراهم کرده‌اند.

من این نظریه را با استیون دانکومب [۱۹]، استادیار مطالعات رسانه در دانشگاه نیویورک و مؤلف «رؤیا: تصور دوبارهٔ سیاست‌های ترقی‌خواه در عصر خیال» (نیو پرس، ۲۰۰۷) [۲۰] در میان گذاشتم و نظرش را پرسیدم. او می‌گوید: «مطمئناً چنین چیزی ممکن است. شهرت به ویژه در زمان حاضر، رابطهٔ زیادی با مردم‌سالاری و موفقیت دارد. آدم‌هایی مثل کیم کارداشیان واقعی به نظر می‌آیند. مثل ما عمل می‌کنند. اهل‌‌ همان جاهایی هستند که ما هستیم. موضوع گریس کلی [۲۱] نیست. فرهنگ شهرت است که باعث می‌شود تحرک اجتماعی، جادو به نظر آید.»

در واقع، فرهنگ شهرت اغلب با عنوان جادو به فروش می‌رسد: روندی که زندگی را از این رو به آن رو می‌کند و هم‌اکنون برای همه در دسترس است- یا در افسانهٔ شهرت این طور آمده.

جاشوا گمسون [۲۲]، استاد جامعه‌شناسی دانشکدهٔ هنر‌ها و علوم دانشگاه سن‌فرانسیسکو هم حرفی مشابه را به من می‌زند. «در جامعه‌ای با نابرابری فاحش درآمد‌ها که بسیاری از راه‌های موفقیت در آن عملاً بسته شده‌اند، ‌راهی باز می‌شود برای توهم «سریع پولدار شو». می‌شود درک کرد که چرا مردم دوست دارند این رؤیا را زنده نگه دارند. این میان‌بر زدن به تحرک اجتماعی خیلی جذاب است.»

کوریر هم با آنچه گمسون و دانکومب مطرح کردند موافق است: ‌ «این احتمال وجود دارد که برخی وقتی با موانع تحرک اجتماعی مواجه می‌شوند، ‌شهرت را به عنوان تنها گزینهٔ در دسترس غنیمت بشمارند.» برای اثبات این دیدگاه، ‌کوریر از مطالعه‌ای در ۲۰۰۶ سخن می‌گوید که طبق یافته‌های آن، ۳۸ درصد از افراد با درآمد سالانه کمتر از ۲۵۰۰۰ دلار فکر می‌کردند که در زندگی آن‌ها، برنده‌شدن در بخت‌آزمایی عملی‌ترین راه برای جمع‌آوری ثروت است. با توجه به این نوع تفکر که‌‌ همان طور که کوریر هم اشاره کرد، به احتمال زیاد نشانگر فقدان گزینه‌های دیگر است، آیا عجیب است که عدهٔ زیادی اعتقاد داشته باشند مشهور شدن هدفی مناسب رشد و ترقی است؟

بی‌شک می‌توانستیم دربارهٔ اینکه رشد فرهنگ شهرت تا چه میزان عامل کمک‌کننده یا محصول جانبی واقعیت‌های اجتماعی موجود است، تنها ابهام‌گویی کنیم و از بحث کناره بگیریم؛ اما فارغ از ظرافت این ارتباط یا پیچیدگی جهتش، انکار این واقعیت دشوار به نظر می‌رسد که شیفتگی کنونی ما در مقابل شهرت می‌تواند به بدبختی‌ها و نارضایتی‌های بیشتر –در خصوص بدنمان، صورتمان، لباسمان، شغلمان، خانه‌مان و در واقع همه چیزمان- منجر شود.

مهم‌تر اینکه، این عقدهٔ روحیِ اجتماعی برای بالابردن و اولویت‌دادن به فعالیت‌هایی که تحرک و سلامت اجتماعی واقعی را ارتقا می‌بخشند، کار چندانی نمی‌کند. قدرت فرهنگ شهرت در پریشان کردن ذهن هم در سطح فردی (مثلاً تصمیم در خصوص مسیر تحصیلی، نوع تفکر و تعریف ما از موفقیت، استفاده از منابع فردی و خانوادگی و غیره) و هم در سطح اجتماعی (چگونگی برخورد اجتماع با مسائل اجتماعی کلان‌تر) اتفاق می‌افتد.

طبق یافته‌های مطالعه‌ای که در ۲۰۰۷ در مجلهٔ بین‌المللی مطالعات فرهنگی [۲۳] به چاپ رسید، کسانی که «دنباله‌روی فرهنگ شهرت هستند با کمترین احتمال [در مقایسه با سایرین] به سیاست می‌پردازند و با کمترین احتمال از شبکه‌های اجتماعی برای شرکت در فعالیت‌ها یا بحث در خصوص مسائل اجتماعی بهره می‌برند.» البته در این نوع داده نوعی رابطهٔ علیت برقرار است. (شاید کسانی که به مسائل اجتماعی علاقه‌مند نیستند جذب فرهنگ شهرت می‌شوند؟) با این همه این یافته دست‌کم نشان می‌دهد که فرهنگ شهرت کمک چندانی نمی‌کند یا آن طور که نویسندگان این مطالعه خاطرنشان می‌کنند، این داده «نظرات مبتنی بر اینکه فرهنگ عمومی می‌تواند به مردم‌سالاری مؤثر کمک کند» را به چالش می‌کشد.

در سطحی اساسی‌تر، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که فرهنگ شهرت به رشد جامعه‌ای خودشیفته‌تر کمک می‌کند. کمتر کسی به اندازهٔ جین‌ ام. تواین [۲۴]، روان‌شناسی در دانشگاه دولتی سن دیگو و نویسندهٔ همه‌گیری خودشیفتگی [۲۵] (آرتیا بوکس) که در سال ۲۰۰۹ به چاپ رسید، در این خصوص کار کرده است. او در مقالهٔ سال ۲۰۱۳ خود می‌نویسد: «شواهد بسیاری نشان می‌دهند که نسل‌های کم‌سن‌تر جوانان نگاه‌های مثبت‌تری به خود دارند، ویژگی‌های شخصیتی خودشیفته‌تری را نشان می‌دهند و بیشتر متمرکز بر خویشتن هستند.» این دیدگاه نتیجهٔ برخی عوامل از جمله ذهنیتِ «خودت رو برسون به ستاره‌ها» و مقبولیتِ جهان شهرت در جامعهٔ ما است، جهانی که به گفتهٔ تواین «خودشیفتگی را به نمایش می‌گذارد.» در واقع، تواین بر این باور است که فرهنگ عمومی از خطوط قرمز عبور کرده و خودشیفتگی به عنوان امری مثبت تصور و تصویر می‌شود.

منصف باشیم، همه هم در خصوص میزان افزایش خودشیفتگی توافق ندارند. البته من معتقدم که این داده‌های همچنان درحال‌رشد، کاملاً قانع‌کننده‌اند؛ اما صرف‌نظر از بزرگی این پدیده، استلزامات آن می‌توانند حائز اهمیت باشند. برای مثال، شواهد نشان می‌دهند که جوان‌ها امروزه بیشتر مستحق مشغولیت‌های گروهی و اجتماعی هستند اما کمتر علاقه نشان می‌دهند. آن‌ها بیش از نسل‌های قبل، شوق پاداش‌های بیرونی، ‌مانند شهرت، ‌ثروت، قیافه و دارایی‌های مادی را دارند و کمتر به پاداش‌های درونی علاقه نشان می‌دهند. با این همه بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که تمرکز بر اهداف داخلی (مانند اجتماع، شخصیت، رشد و ارتباطات) رابطهٔ مثبتی با نشان‌گرهای سلامت روان دارند و جهت‌گیری به سمت اهداف زندگی بیرونی با کاهش حس سلامت مرتبط‌اند.

با این همه نباید تمام اتهامات را بر دوش جذابیت‌های آدم‌های معروف بگذاریم. مشکلات بزرگ‌تری داریم که باید حل شوند، مثلاً شکاف اقتصادی در سراسر جهان در حال رشد است. گینس شاید آدم نامتعادلی باشد اما شرایط اجتماعی و روانی‌ای که باعث می‌شوند فرهنگ شهرت چنین تأثیری داشته باشد را که او ایجاد نکرده است.

گویی ما در چرخه‌ای خودتداومی که سوختش شهرت است، اسیر شده‌ایم، این چرخه اینگونه کار می‌کند: کاهش تحرک اجتماعی و ازبین‌رفتن گزینه‌های زندگی به رؤیاهای رو به‌ رشد دربارهٔ بخت و شهرت آدم‌های معروف منجر می‌شود. این نیز به نوبهٔ خود، قدرت و طمع شهرت را افزایش می‌دهد که (شاید با نوعی تصمیم ناشی از خودشیفتگی رو به افزایش) موجب تمرکز بر انگیزه‌های بیرونی می‌شود، این تمرکز، شادی کمتر را در پی دارد و ذهن ما (و به طور عموم ذهن جامعه) را از فعالیت‌هایی مانند تحصیل و طرفداری از تحولات اجتماعی که احتمالاً تحرک اجتماعی را افزایش می‌دهند، منحرف می‌سازد.

گویا هم علاقه به آدم‌های معروف و هم تأثیرگذاری آن‌ها در حال شدت گرفتن است. لازم است به‌ شناختی بهتر از استلزامات بلندمدت‌تر چنین الگویی دست یابیم و مهم‌تر از همه، به شکل گروهی تلاش کنیم تا فرهنگ شهرت را در جایگاه مناسب و کاملاً شایستهٔ خود بنشانیم، یعنی در جایگاه یک سرگرمی مفرح.

تیموتی کافیلد استاد دانشکدهٔ حقوق و مدرسهٔ سلامت عمومی در دانشگاه آلبرتا است. این مقاله برگرفته شده است از «آیا گوینت پالترو همیشه اشتباه می‌کند؟ چطور آدم‌های معروف اکسیرهای سلامت، زیبایی و شادی را به ما می‌فروشند» [۲۶] که در ماه می‌توسط نشر بیکن به چاپ می‌رسد.
پی‌نوشت‌ها:
[1] Timothy Caulfield
[2] American Idol
برنامهٔ پرطرفدار تلویزیونی که از شبکه فاکس آمریکا پخش می‌شود و هدف آن کشف بهترین خواننده در این کشور بر اساس رأی بینندگان است.
[3] Mötley Crüe
[4] Shakespeare Sunday
[5] یک مدل پزشکی است که روی مراقبت‌های بهداشتی و درمانی به صورت منحصر به فرد تمرکز دارد- با تصمیمات، شیوه‌ها و یا محصولات پزشکی مناسب که به صورت اختصاصی برای هر فرد طراحی شده است.
[6] Jenny McCarthy
[7] Clean Cleanse
[8] Gwyneth Paltrow
[9] Karen Madsen
[10] Barack Obama
[11] Kim Kardashian
[12] Kanye West
[13] Karen Sternheimer
[14] Celebrity Culture and the American Dream
[15] World Happiness Report
[16] Pew Charitable Trusts
[17] "Pursuing the American Dream: Economic Mobility Across Generations"
[18] Erin Currier
[19] Stephen Duncombe
[20] Dream: Re-Imagining Progressive Politics in an Age of Fantasy / New Press, 2007
[21] Grace Kelly
[22] Joshua Gamson
[23] International Journal of Cultural Studies
[24] Jean M. Twenge
[25] The Narcissism Epidemic
[26] Is Gwyneth Paltrow Wrong About Everything? How the Famous Sell Us Elixirs of Health, Beauty

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

 به گزارش پایگاه فناوری فرهنگی، پس از تلاش‌های فراوان برخی مدیران دولتی برای تضعیف شورایعالی فضای مجازی، اخبار جدید حاکی از آن است که پروژه فتح کامل مرکز ملی فضای مجازی رسما کلید خورده است!
هفته گذشته علاوه بر عزل و نصب‌های جدید دبیر شورایعالی فضای مجازی، ساختمان این مرکز در امیرآباد نیز به حکم ابوالحسن فیروزآبادی با پوشش خبری گسترده با هدف رفع «دلخوری قدیمی وزارت ارتباطات» تقدیم واعظی در وزارت ارتباطات شد و دبیر جدید در ساختمان محقر اهدایی وزارت ارتباطات در سعادت‌آباد مستقر شد.

همچنین گروهی از معاونان مرکز ملی فضای مجازی نیز با برخی افراد منتسب به لابی «ن.ج»، معاون خبرساز واعظی در پرونده «نزار زاکا» لبنانی تعویض شدند.
اما شنیده‌های «وطن امروز» نشان از آن دارد که این پایان تغییرات مورد پسند وزارت ارتباطاتی‌ها در مرکز ملی فضای مجازی نیست و ظاهرا طرح‌ها، برای هضم ساختاری شورا به عنوان عضوی کم‌اثر در تشکیلات وزارت ارتباطات فراتر از این میزان است. بر همین اساس شنیده‌ها حاکی است «هادی سجادی»، معاون امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات به مدیریت جهانگرد، نامزد دریافت حکم مشاورت دبیر شورایعالی فضای مجازی شده است.
سجادی همان مدیری است که هفته گذشته به علت افشای اطلاعات امنیتی مجموعه‌ای از شبکه‌های اجتماعی داخلی در خبرگزاری‌ها، بشدت تحت فشار قرار گرفته بود. وی توسط مدیران این شبکه‌ها به حمایت مشکوک از شبکه‌های اجتماعی خارجی به واسطه تخریب هوشمند مجموعه زیرساخت‌های داخلی متهم شده بود. انتشار گسترده حرکت ضدملی معاون «ن.ج» در رسانه‌های داخلی منجر به صدور بیانیه‌ای توسط سازمان فناوری اطلاعات شد که هیچ توضیحی درباره فضاسازی صورت گرفته در این سازمان ضد شبکه‌های اجتماعی داخلی بدون اشاره به خلأهای امنیتی رقبای خارجی، در آن به چشم نمی‌خورد. در بیانیه سازمان فناوری اطلاعات اقدام اعتمادستیز معاونت امنیت سازمان فناوری اطلاعات در انتشار نقاط ضعف شبکه‌های اجتماعی داخلی پس از حضور آنها در کارگاه آموزشی این سازمان در نمایشگاه تلکام، در راستای «افزایش سطح آگاهی عمومی مخاطبان» ارزیابی شده است! در حالی که پر واضح است چنین اطلاع‌رسانی می‌توانست پس از کمک فنی و اطلاعاتی به مدیران داخلی این شبکه‌ها و رفع خلأهای امنیتی که در همه نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌ها و شبکه‌های سایبری داخلی و خارجی معمول است، صورت گیرد.
به این ترتیب می‌توان چنین برداشت کرد که مرکز ملی فضای مجازی پس از سکوت در برابر خطای فاجعه‌آفرین سازمان فناوری اطلاعات در هتک اعتماد صاحبان شبکه‌های داخلی خصوصی در ایران و اتخاذ سیاست غیرمنطقی بی‌طرفی، دستخوشی نیز برای سجادی، معاون جهانگرد در وزارت ارتباطات در نظر گرفته است!
از دیگر اخبار شورایعالی فضای مجازی می‌توان به سکوت در برابر اعلام رسمی واگذاری پروژه شبکه «ملی» اطلاعات به ۱۲ شرکت مشاور خارجی اشاره کرد که در این زمینه نیز شاهد بودیم شورا، دبیر شورا و معاونت امنیت مرکز ملی فضای مجازی در سایه تأخیر ۲ هفته‌ای برگزاری جلسه شورایعالی و تعطیلی ۲ ماهه جلسات کمیسیون‌های تخصصی مرکز ملی، سکوتی غیرقابل توجیه اتخاذ کردند.
اهمیت واگذاری مهم‌ترین پروژه ملی شورایعالی فضای مجازی به شرکت‌های رقیب بین‌المللی در حوزه فناوری اطلاعات به حدی است که به سبب ایجاد خلأهای امنیتی ایجاد شده در مسیر طراحی آن، توجیه‌کننده هزینه‌های میلیاردی تلف شده به پای شبکه ملی اطلاعات با نقض عامل «ملی» نخواهد بود.
گفتنی است شبکه ملی اطلاعات زیرساخت، همه طرح‌های مبتنی بر وب حاکمیت در حوزه فضای مجازی است که از حلقه‌های اشتغال گرفته تا ابزارها و اپلیکیشن‌های دولت الکترونیک و محتوای فرهنگی کشور در بستر آن شکل گرفته و به جامعه عرضه خواهد شد.

منبع: جهان نیوز

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

  به گزارش فنافر، سال جاری دهمین سال راه اندازی زندگی دوم است در حالی که تا ماه ژوئن 2013 حدود 36 میلیون حساب کاربری در آن ایجاد شده است. ماهانه 400 هزار کاربر جدید در آن ثبت نام می کنند و ارزش مالی این دنیای مجازی در سال 2009 بیش از 567 میلیون دلار، معادل 25% کل ارزش بازار کالاهای مجازی امریکا بوده است.

تا سال 2013 کل زمانی که کاربران در آن گذرانده اند معادل دویست و هفده هزار سال است و همه اینها یعنی زندگی دوم به عنوان یک سبک جدید در دنیای تفریحات امروز جای خود را باز کرده است.

زندگی دوم

چرا باید حواسمان به زندگی دوم (Second Life) باشد؟

زندگی دوم، Second Life، یک دنیای سه بعدی در فضای مجازی است که هر فرد می تواند به هر شکلی به انجام هر کاری بپردازد! همین عبارت به خوبی نشان دهنده قدرت این سامانه است که از یک سو می تواند قابلیت های مثبت بسیاری فراهم کند و از سوی دیگر تاثیرات مخرب فرهنگی و اجتماعی غیر قابل جبرانی داشته باشد.

فضای نامتناهی این تکنولوژی، قابلیت انتقال بسیاری از مفاهیم مثبت را دارد که«آموزش» یکی از بهترین آنها است. اما آن چیزی که در زندگی دوم امروز رواج دارد، آزادی بی قید و شرط و بدون کنترل است؛ به گونه ای که انجام هر کاری به هر شکلی را برای کاربران آن مقدور می‌کند. یکی از عمده نتایج این نوع آزادی، استفاده وسیع جنسی و خشونت‌های بدون مرز است. سند این ادعا را می توان در طبقه بندی کاربران زندگی دوم دانست. بر اساس این طبقه بندی، کاربران زندگی دوم در سه دسته کلی زیر قرار دارند:

  • معمولی (خشونت یا برهنگی خاصی در آن وجود ندارد)
  • متوسط (برخی خشونت ها، ادبیات رکیک، فعالیت های جنسی و برهنگی ها در آن وجود دارد).
  • بزرگسالان (فعالیت های جنسی، برهنگی و خشونت در آن رواج دارد).

زندگی ردوم2

چرا زندگی دوم فعلا در ایران طرفدار ندارد؟

الف) فیلترینگ به موقع: تا زمانی که "ماهیتی" وارد کشور نشده است، «ممانعت از ورود» روش بسیار اثر بخشی است و می تواند شیوع آن را بسیار محدود کند. زمانی که موضوعی منتشر شد و مورد استفاده قرار گرفت، فیلترینگ و ممنوعیت، دسترسی را سخت تر می‌سازد و سرعت شیوع آن را کم میکند؛ اما این تاثیر چندان عمده نخواهد بود و مانع انتشار نخواهد شد. یکی از موارد موفق فیلترینگ در ایران، زندگی دوم است که باعث ناشناخته ماندن زندگی دوم شده است. اکثر سایت هایی که تبلیغات زندگی دوم در آن وجود دارد فیلتر هستند و کمتر کاربری برای رصد یک تبلیغ از فیلتر شکن استفاده میکند.

ب) هنوز نوبت زندگی دوم نشده است: می توان گفت که هنوز جامعه ما به سمتی که کاربر زندگی دوم شود نرسیده است، ولی چندان فاصله ای هم ندارد. جامعه امروز ما همچنان مشغول شبکه های اجتماعی است، و آن بخشی که می توانند مخاطب زندگی دوم- به شکل فعلی آن- باشند نهایتا رسیدن به سایت های غیر اخلاقی را مد نظر دارند. بنابراین خطر زندگی دوم کنار گوش جامعه ایرانی نیز وجود دارد.

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰
حضور در برزیل
۱بایدو در جولای 2014، دو سال پس از آن که دفتر خود را در برزیل تأسیس کرد، رسماً در این کشور شروع به فعالیت نمود. این موتور جستجوی چینی بر روی تعداد رو به افزایش کاربران اینترنت در برزیل سرمایه گذاری کرده است. به عقیده این کمپانی،‌ در طول سه سال آینده بیش از 43 میلیون کاربر جدید اینترنت در برزیل نیاز به یک پلت فرم ساده و ارزان خواهند داشت. برزیل کشوری با 200 میلیون نفر جمعیت است که 98% ‌از کاربران اینترنت آن از در حال حاضر از  Google استفاده می کنند. نسخه پرتغالی بایدو  ویژه برزیل، که با نام Busca فعالیت می کند، جستجوی متن، تصویر و فیلم را پوشش می‌دهد و سیستم بارکدخوان آن نیز فعال شده است. راه اندازی بایدو‌ در برزیل، منجر به امضای توافق نامه های دیگری میان دو کشور نیز شده است. به طور مثال توافق هایی در زمینه همکاری برزیل با سایر موسسات تکنولوژیک در چین مانند Alibaba، همکاری با نسخه چینی Amazon.com، در رابطه با ساخت یک مرکز لجستیک در برزیل و همچنین مشارکت با شرکت Huawei برای ساخت یک مرکز  R&D در برزیل با تمرکز بر موضوعاتی چون موبایل، خدمات ابری و امنیت فضای سایبری حاصل شده است.
خبر راه‌اندازی رسمی موتور جستجوی چینی در برزیل، هم‌زمان با سفر اخیر رئیس‌جمهور چین به برزیل اعلام شد. چین اعلام کرده که قصد سرمایه‌گذاری‌های کلان اقتصادی در منطقه آمریکای لاتین دارد. از این رو حضور بزرگترین موتور جستجوی اینترنتی چین در برزیل، نقش مهمی در پیشبرد اهداف اقتصادی چین در منطقه خواهد داشت. بایدو قصد دارد در آینده نزدیک، نسخه‌های عربی و تایلندی خود را نیز راه‌اندازی کند.
بایدو  در سال‌های اخیر در تایلند، ویتنام، اندونزی و مصر نیز نفوذ کرده است. این شرکت ابتدا با عرضه موتور جستجوی اینترنتی قوی‌اش برای خود مشتری جذب می‌کند و سپس به تدریج سایر ابزارهایش همچون آنتی‌ویروس رایانه‌ای، جستجوگر اندروید و سیستم بارکدخوان را عرضه می‌کند.
حضور در مصر
ب2ایدو با استفاده از پورتال Hao123 به بازار کشورهای عربی نیز نفوذ کرده است. تمرکز فعلی بایدو در حوزه‌ی اعراب، کشور مصر است. اگر به نشانی http://ar.hao123.com سری بزنید با صفحه‌ای مواجه خواهید شد که مخصوص عرب‌زبان‌ها طراحی شده است: سریال‌های عربی و ترکی در گوشه و کنار صفحه
خودنمایی می‌کنند، اخبار کشورهای عربی و به خصوص مصر بصورت اسلایدشو به اطلاع مخاطب می‌رسد، قرائت قرآن و مطالب اسلامی بخش مجزایی را به خود اختصاص داده است و انبوهی از مطالب دیگر برای مخاطب عرب‌زبان در نظر گرفته شده است.
 
بایدو و استفاده از فناوری های نوظهور
یادگیری عمیق (Deep Learning) یکی از شاخه‌های یادگیری ماشینی است که به دنبال ساخت ماشین‌هایی با قابلیت پردازش داده ها به روشی شبیه به مغز انسان، می باشد. گوگل در سال 2011 فعالیت در این حوزه را با راه‌اندازی Google Brain  آغاز کرد و در روز‌های ابتدایی سال جاری میلادی نیز با خرید کمپانی  DeepMind گامی فراتر در این حوزه برداشت. بایدو  هم که نمی خواهد در هیچ زمینه ای از Google‌عقب بماند، فعالیت در این زمینه را آغاز کرده است.
در ماه می سال جاری میلادی این کمپانی Andrew Ng،  یکی از سرشناس‌ترین محققین در زمینه‌ی هوش‌مصنوعی، را که کار خود را در  پروژه‌Google Brain  آغاز کرده بود، به استخدام خود درآورد. Ng علاوه بر فعالیت در بایدو ، مؤسس یک استارت‌اپ موفق با نام Coursera است. با اضافه شدن Ng به بایدو، تلاش‌های این کمپانی در زمینه‌ی یادگیری عمیق نیز سرعت دو چندانی گرفته است. اخیرا مدیرعامل بایدو اظهار امیدواری کرد که استفاده از یادگیری عمیق در بایدو  منجر به تغییرات گسترده‌ای در سرویس‌ها و خدمات کمپانی شود. Kai Yu، رئیس استودیوی تحقیقات یادگیری عمیق در بایدو ، نیز در اظهار نظری تنها دو کمپانی گوگل و بایدو را دارای توانایی لازم برای توسعه‌ی سیستم‌های بزرگ مبتنی بر یادگیری ماشین به‌منظور استفاده در کاربردهای مختلف عنوان کرده است که این توانایی رابطه‌ی مستقیمی با پیچیدگی این فناوری و همچنین میزان سرمایه‌گذاری کمپانی‌ها برای توسعه این فناوری دارد.
یکی از کاربردهای این فناوری تأثیر مستقیم آن روی تجربه‌ی کاربران است. تاثیر مستقیم روی تجربه‌ی کاربر به ‌معنای بهتر شدن کیفیت شناسایی صدا، شناسایی تصاویر و همچنین جستجوی تصاویر خواهد بود و همچنین باعث بالا رفتن ارتباط نتایج یافته شده با موضوع در حال جستجو خواهد شد، مخصوصا در زمانی که عبارت مورد جستجو، طول بیشتری داشته باشد.
به بیان دیگر با استفاده از فناوری یادگیری عمیق، بایدو  دیگر تنها یک موتور جستجوی ساده نخواهد بود بلکه مجهز به فناوری پیشرفته‌ای خواهد بود که آینده‌ی صنعت جستجوی اینترنتی را رقم خواهد زد.
نتیجه‌گیری
شاید مهم‌ترین مزیت رقابتی بایدو و سرویس‌های چینی از این دست را باید در «زمان مناسب عرضه‌ی آن‌ها» دانست. اگرچه شرکت‌های چینی از مزیت بزرگی به نام تعداد کاربران فراوان چینی‌‌زبان و صرفه‌ به مقیاس بهره می‌برند ولی اگر آن‌ها نیز در همان زمان که شرکت‌های غربی مبادرت به ایجاد سرویس‌های پایه‌ی فضای مجازی نمودند، به سرعت برای مقابله با آن‌ها دست به کار نمی‌شدند هرگز به موفقیتی که اکنون به آن دست یافته‌اند، نمی‌رسیدند. به عنوان مثال همانطور که گفته شد، شرکت بایدو تنها دو سال بعد از ایجاد شرکت گوگل تاسیس شده است.
به بیان دیگر چینی‌ها می‌دانند که باید توجه ویژه‌ای به فناوری‌های trend داشته باشند و بصورت همزمان برای این فناوری‌ها برنامه‌ریزی کرده و اقدام مناسب را انجام دهند. این وضعیت را می‌توان با وضعیت کشور ما مقایسه کرد، کشوری که هنوز بعد از 20 سال از عرضه‌ی نخستین موتورهای جستجو هنوز هم در مجامع و نهادهای تصمیم‌گیرنده و سیاست‌گذار آن، سخن از طراحی موتورهای جستجوی بومی و تهیه و تدوین اصول حاکم بر آنهاست!
در حالی که از جمله فناوری‌هایی که در حال حاضر به عنوان ترندهای جهانی در حوزه‌ی فضای مجازی شناخته می‌شوند علاوه بر فناوری یادگیری عمیق (که در این متن نیز به آن اشاره شده بود) می‌توان به فناوری‌های رایانش ابری، فناوری‌های مبتنی بر وسایل همراه، داده‌های بزرگ و رسانه‌های اجتماعی نام برد که باید به سرعت برای آن‌ها برنامه‌ریزی نمود تا به سرنوشت‌ موتور جستجو و رایانامه منتهی نشوند.
علاوه بر این با توجه به تحرکات گسترده‌ی چینی‌ها در بازار کشورهای در حال توسعه دور نیست زمانی که بایدو به فکر بازار خدمات فضای مجازی ایران بیافتد و همانند شرکت‌های فراهم‌کننده‌ی تجهیزات الکترونیکی چینی (نظیر هوواوی) که بازار تجهیزات کشور را قبضه کرده‌اند، بازار خدمات فضای مجازی کشور را نیز قبضه کند. برای مقابله با این موارد نیز باید از هم اکنون برنامه‌ریزی نمود.
  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰
 به گزارش فنافر، یک طراح پوشاک با اشاره به مشکل هم‌صنفان خود گفت: طراحان امنیت شغلی ندارند امروز ۶۵ تولیدکننده به دلیل بدهی دربندند و چرخ‌های تولید روسری در کیش خاک می‌خورند و مستهلک شده‌اند.

احمد داورزنی، طراح لباس، یکی از اهداف شکل گرفتن کارگروه مدولباس را پرکردن خلا «بدپوشی» خانم‌ها دانست و گفت: بعضی خانم‌ها بد لباس می‌پوشند. زمانی قرار بود تولیدکنندگان مانتو به اتحادیه پوشاک تعهد بدهند که مانتوهای زنانه، کوتاه، چسبان و بدن‌نما نباشد؛ اتحادیه هم نظارت کند و اگر تولیدکننده‌ای خلاف این رفتار کرد، ابتدا تذکر دهد و بعد تولیدی را پلمپ کند. اما اگر خانمی به یک خیاط یا مزون خاص مراجعه کند یا مانتویی را خریداری و بعد کوتاه کند، دیگر اتحادیه مسئولیتی ندارد و پاسخگو این ماجرا نیست.

به گفته این تولیدکننده پوشاک، خانم‌های بدحجاب را گرفتند و به آنها اخطار دادند، بدتر خانم‌ها لجباز شدند و ترس‌شان هم فروریخت. پس هیچ‌کدام از این تهدید و ارعاب‌ها، فایده ندارد و بهتر است که ما جهت و روش خود را تغییر دهیم و این بار، کسانی را که لباس زیبا و درعین حال باهویت برتن می‌کنند را تشویق کنیم.

طراحان، بازار را نمی‌شناسند

داورزنی با اشاره به این‌که طراحان بازار را نمی‌شناسند گفت: طراحان ما هنری رفتار می‌کنند و کف بازار را نمی‌شناسند. در حالی‌که ما باید به سمت عامه مردم برویم و برای آنان، لباس طراحی کنیم.  از سوی دیگر ما آمار درستی از تعداد طراحان نداریم. سال‌ها پیش از کارگروه مد و لباس وزارت ارشاد خواستیم تا بودجه‌ای را در اختیار اتحادیه پوشاک بگذارد تا طراحانی که در بازار کار هستند یا فارغ‌التحصیل می‌شوند را شناسایی و شناسنامه‌دار کنند اما این طرح هنوز اجرایی نشده چون بودجه‌ای در اختیار اتحادیه قرار نگرفته است.

این طراح لباس،داشتن ابزار را لازمه تولید دانست و افزود: تولید باید ابزار داشته باشد. ما باید پارچه و چرخ‌های پیشرفته داشته باشیم؛ این در حالی است که تولید پارچه در کشور ما بی‌معناست و چرخ‌ها از کار افتاده‌اند. معلوم است تا زمانی‌که گمرک و مالیات و بیمه برای تولیدکنندگان پارچه و لباس به صفر نرسد، امکان رقابت با ترکیه و چین و هند و مالزی وجود ندارد. خود من ۶۵ تولیدکننده می‌شناسم که به خاطر مشکلات مالی در زندان هستند.

پوشاک مردانه و بچه‌گانه، موفق‌تر از زنانه بوده است

داورزنی، با اشاره به این‌که پوشاک مردانه موفق‌تر از زنانه عمل کرده است گفت: چند برند ما در حوزه تولید پوشاک مردانه، بسیار موفق عمل کرده و حتی تولیدات خود را صادر کرده‌اند اما چنین چیزی در حوزه پوشاک زنانه وجود ندارد. از سوی دیگر این چند سال اخیر می‌بینیم، مجریان برنامه‌های تلویزیونی، پیراهن زرد و قرمز برتن می‌کنند در حالی‌که چند سال پیش این‌طور نبود.یا ما در حوزه پوشاک بچه‌گانه هم بهتر از لباس زنانه بوده‌ایم و امروز به کشورهایی چون ایتالیا و اسپانیا لباس بچه‌گانه صادر می‌کنیم.

تبلیغات نقش مهمی در ترویج مد ایرانی دارد

این پژوهشگر حوزه مد و لباس به نقش مهم تبلیغات اشاره و بیان کرد: ما نمی‌توانیم واقعیات را نادیده بگیریم. واقعیت این است که ما تولید پارچه نداریم. طراحان لباس ما امنیت شغلی ندارند. در این شرایط، باید کار اندک طراحان و تولیدکنندگانی که می‌کوشند لباس باهویت طراحی و تولید کنند، تبلیغ شود و هزینه تبلیغات آن‌قدر بالاست که خود طراحان یا تولیدکنندگان از پس آن برنمی‌آیند. پس چه اشکالی دارد اگر صدا و سیما به تبلیغ این طرح‌ها و لباس‌ها بپردازد؟

احمد داورزنی معتقد است که اگر وزارت ارشاد همه کارها را به اتحادیه پوشاک بسپرد و خود نقش حمایتی داشته باشد، بدون آن‌که دخالت کند اتفاق خوشایندی است. به هر حال ما کار بلد هستیم و راه حل می‌دانیم و این طور نیست که فقط انتقاد کنیم.

وی در پایان با ذکر چند سوال گفت: طی چند سال اخیر مردم ایران نشان دادند که به طرح‌ها و آثار ایرانی علاقه‌مند هستند پس چرا نباید از این لباس‌ها حمایت بیشتری کرد؟ چرا کشور اسلامی چون ایران، نباید تولیدکننده اول روسری باشد؟ به سر چرخ‌هایی که چند سال پیش وارد شد تا در کیش، تولیدی‌های بزرگ روسری داشته باشیم، چه آمد؟ چرا همه سال‌هاست که خاک می‌خورند و مستهلک شده‌اند؟ چرا چین نتوانست در کشوری چون ترکیه نفوذ کند و...

مشرق

  • مصطفی ایمانی
  • ۰
  • ۰

چرا باید ۹۰ درصد شبکه های ماهواره ای برای خود آمریکایی‌ها که خود تولید کننده محتوای این شبکه ها هستند، بسته باشد، اما برای ما تمام شبکه های ماهواره ای باز باشد.

به نقل از حوزه حجت الاسلام محمد جواد محمودی امروز در کلاس آموزشی «شیوه های دعوت به نماز» در بین طلاب، اساتید، نخبگان و مبلغان بسیج طلاب که در حوزه علمیه استان یزد برگزار شد، با اشاره به اینکه از روش هایی که دشمن در جنگ نرم و شبیخون فرهنگی علیه این نظام در پیش گرفته، سرمایه گذاری بر روی کودکان و نوجوانان ایرانی است، اظهار داشت: امروز مشاهده می شود کارتون هایی که با هزینه‌های گزاف در غرب تولید شده است بدون هیچ هزینه ای به راحتی در دسترس بچه های ما در خانواده ها قرار می‌گیرد و اینجاست که این سوال در ذهن ایجاد می شود که چرا با وجود اینکه ما در تحریم های اقتصادی، تکنولوژی، علمی و.. هستیم چرا اینگونه راحت فیلم ها و تولیدات فرهنگی غرب به صورت رایگان در اختیار ما قرار می گیرد.

چرا تولیدات فرهنگی غرب برای ما تحریم نیست؟
کارشناس حوزوی، گفت: چرا باید 90 درصد شبکه های ماهواره ای برای خود آمریکایی ها که خود تولید کننده محتوای این شبکه ها هستند بسته باشد، اما برای ما تمام شبکه های ماهواره ای باز باشد.
وی گفت: باید اعتراف کرد که غرب با برنامه ریزی و هزینه هایی که در زمینه ساخت انیمیشن ها و شخصیت های کارتونی داشته موفق بوده و به نوعی توانسته افکار کودکان ما را در غفلت خانواده ها و کم کاری حوزویان و مسئولین شکل دهد.
وی گفت: 90 درصد افرادی که در شرکت‌های سازنده فیلم های انیمیشنی و کارتنی غیر اخلاقی کار می کنند هم جنس باز هستند.
وی گفت: مشاهده می شود در برخی از خانواده ها دختران و پسران تحت تاثیر شخصیت های فیلم ها و کارتن های غربی که در واقع پشت آن یک استراتژی خاصی است، در بسیاری از موارد جلوی خانواده ها خود می ایستند و با کمال بی ادبی با والدین خود صحبت می کنند.
غفلت از نقش بی بدیل پیام های غیرمستقیم
حجت الاسلام محمودی خاطرنشان کرد: هر پیامی که به صوت غیرمستقیم به فرد داده شود، بر روی فرد تاثیر بیشتری خواهد گذاشت که نمونه این پیام غیرمستقیم عکس ها و نوشته های پنهانی است که از دل یک تصویر فیلم یا عکس نمایان می شود و فرد بدون این‌که خود متوجه شود، بر رویش تأثیر می گذارد.
وی اضافه کرد: با توجه به این‌که پیام مستقیم زننده بوده و در بسیاری از موارد مخاطب را می رنجاند، از روش غیر مستقیم باید بهره برد که متأسفانه روحانیون و حوزویان ما تاکنون در استفاده از این ظرفیت بزرگ نهایت استفاده را نکرده اند.
وی گفت: هر آنچه که در قالب یک تصویر به صورت غیرمستقیم به فرد نشان داده شود تا 68 درصد بر روی ذهن مخاطب تاثیر خود را خواهد گذاشت، تا اینکه فرد برای مثال بر روی منبر رود و بگوید مثلاً نماز بخوانید و یا این‌که تقوا خوب است و....
وی تصریح کرد: سرمایه گذاری دشمن بر روی فرزندان ما با ساخت فیلم ها و انیمیشن های غیر اخلاقی، سبب شده تا فرندان ما با بلوغ زودرس مواجه شوند و با توجه به بالا رفتن سن ازدواج ها، نوجوانان و جوانان ما مشکلات فراوانی را پیش روی خود ببینند.
وی با اشاره به سخن مقام معظم رهبری (هرآنچه که در قالب هنر بیاید اثر گذار تر خواهد بود) افزود: متأسفانه دشمن از هنر در راستای اهداف خود، در زمینه های مختلف به ویژه ساخت فیلم و انیمیشن تاکنون نهایت استفاده را برده اما ما نتوانسته ایم از ظرفیت های عظیم هنر بهره ببریم.
اهمیت یهودیان به پوشش و تفکیک جنسیتی در مدارس
حجت الاسلام محمودی، بیشترین آمار ایدز را متعلق به کشور آمریکا و در ادامه عربستان دانست و تصریح کرد: آمریکایی ها با توجه به تبعات روابط نامشروع که اکنون دامن گیر جامعه آن ها شده سعی دارند با ساخت برنامه های تاثیر گذار به خصوص تولید فیلم و مستند در این زمینه خود را از این مخمسه نجات دهند.
وی خاطرنشان کرد: طبق آمارها کمترین میزان مبتلایان با ایدز متعلق به کشور اسرائیل است و برخلاف تصور خیلی ها اسرائیلی ها درست است که دینشان تحرف شده اما آن ها بسیار مقید به امور دینی هستند و بر همین اساس دیوار حائلی دورتادور خود کشیده اند زیرا معتقدند که باید فرزندان آن‌ها دانشمند شود تا در آینده جهان را اداره کنند به همین دلیل به پوشش خود اهمیت می دهند و حتی بین دخترها و پسرها در اتوبوس های دانشگاه و سرکلاس های درس یک پرده وجود دارد.
وقتی اسرائیلی ها به توصیه پیامبر جامعه عمل می پوشانند
وی گفت: با توجه به این‌که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده به فرزندان خود سه ورزش سوارکاری، اسب سواری و شنا را آموزش دهید، ولی مشاهده می شود امروز این اسرائیلی ها هستند که در سرزمین خود این سه ورزش را تا کلاس پنجم به بچه های خود آمورش می دهند و ما در این زمینه غفلت کرده ایم
وی گفت: طبق بررسی های انجام شده برخی از دختران ما تحت تاثیر شبکه های ماهواره ای و انیمیشن هایی که ذهن آن ها را در کودکی شکل داده، ماهیانه 300 هزار تومان خرج مواد آرایشی می‌کنند و خود را عروس کرده به خیابان می آورند.
نمادهای شیطان پرستی بر روی برخی سیسمونی ها
حجت الاسلام محمودی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: متأسفانه امروز مشاهده می شود دشمن حتی برای نوزادان ما هم برنامه دارد و بر روی بسیاری از سیسمونی های بچه ها نمادهای شیطان پرستی درج شده است.
وی با اشاره به این‌که اگر روحانیون سیره پیامبر(ص) در زمینه‌های مختلف را عملی کنند، بچه های خود و دیگران عاشق آن ها خواهند شد گفت: بزرگان و ائمه ما با فرزندان و بچه های خود و دیگران بازی می کردند.
آموزش کودکان قبل از 7 سالگی ممنوع
وی آموزش کودکان قبل از 7 سالگی را ممنوع دانست و عنوان کرد: بچه ها را قبل از 7 سالگی نباید به مدرسه های قرآنی که صرفاً قرآن به دانش آموزان آموزش می دهند و با بچه ها بازی های مختلف نمی‌کنند برد، زیرا این سبب خواهد شد کودکان در ادامه از قرآن زده شوند.
این پژوهشگر دینی، گفت: به منظور ترغیب کوکان به نماز باید علاوه بر هزینه مادی و خریدن آنچه کودک به آن علاقه دارد، با کودک هم در مساجد و امامزاده ها بازی کرد.
وی ادامه داد: مردم در زمینه های مختلف از جمله ترغیب فرزندان خود به نماز خواندن و... از ما طلبه ها سبک زندگی در این خصوص را انتظار دارند که این کار وظیفه ما طلاب را بیش از بیش سنگین تر می‌کند.
عکس‌العمل مولکول‌های آب در مقابل کلمات
حجت الاسلام محمودی در ادامه بیان داشت: مولکول‌های آب در مقابل کلمات و افکار انسان‌ها سریعاً عکس‌العمل نشان می‌دهند و شکل کریستال های آب لوله کشی و آب رودخانه ای که از یک شهر می گذرد متفاوت است، به گونه ای که شکل کریستال های آب لوله کشی زیباتر از آب رودخانه است؛ یعنی محیط اطراف نیز بر شکل کریستال ها تاثیر گذار است.
وی گفت: به همین دلیل می‌توان گفت تمام اعمال خوب بد و دعاهای ما بروی کریستال های آبی که بدن ما را تشکیل می دهد، تأثیر مثبت و منفی دارد؛ زیرا 70 درصد بدن انسان را آب تشکیل می دهد و با مثبت نگری و اعمال خوب می توان شکل کریستال های بدن را زیبا تر کرد و حتی از بسیاری از بیماری های جسمی نیز جلوگیری کرد و بی شک اعمال نیک و دعا و امیدواری و مثبت اندیشی انسان در دراز مدت می تواند در شکل ظاهری افراد و بدن او نیز تاثیر مثبت بگذارد
  • مصطفی ایمانی